تو مال منی ۱۵ ق ۲

+آره

شونه‌ام و تکون دادم و به سمتشون رفتیم..
^به بههه سلاااام سرگرد جئون خوش اومدید خونه خودتون

کوک لبخندی زد و گفت:چطوری بچه!؟
^خوووب

^احوال شما ا/ت خانم!؟
لبخند مهربونی زدم و گفتم: خوبم تو خوبی تهیونگ شی

چشمکی زد و گفت: عالی!

بعد از اینکه به نامجونم سلام دادم مردی که به شدت شبیه یه گربه بود اومد سمتمون و کوک و بغل کرد

" علامت یونگی <
علامت جیمین ~ "

< چطوری سرگرد کم پیدا
+خوبم پسر تو چطوری
< میگذره

میشه یکی به من توضیح بده که چرا من بعد آشنایی با کوک هر کسی که می‌بینم یا جذابه یا خوشگل یا کیوت!؟
الانم یکی دیگه اومد جلو که جثه ریز و قیافه کیوتی داشت

~ سلاااام جونگ‌کوک شی
+سلام جیمین
~ چون همه ازت پرسیدن چطوری من نمیپرسم

کوک خنده‌ی آرومی کرد و گفت: لطف میکنی

پسری که طبق کشفیاتی که داشتم اسمش یونگی بود به سمتم اومد و گفت: باید ا/ت پرستار کوک باشی، این تهیونگ همش تعریف تورو می‌کرد

لبخندی زدم و با احترام دستم و جلو بردم: بله ا/ت هستم، تهیونگ شی لطف دارن

لبخندی زد و ابروشو بالا انداخت و بعدش جیمین اومد سمتم

~ دوشیزه بنده پارک جیمین هستم
× سلام آقای پارک خوشبختم

لبخندی زد و عقب رفت..

نگاهی به کوک کردم که اخم داشت و به روبه‌رو خیره بود..
چرا هر دفعه انقد اخم میکنه!!!!!

#𝒑𝒂𝒓𝒕_15
#𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏
ꨄ︎ #تو_مال_منی ꨄ︎
دیدگاه ها (۱۷)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

P16آچا داشت فلوتش رو میزد و آهنگ جدیدی که معلمشون بهش داده ب...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

ریاکشن پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط