تکپارتی
آروم تو پارک قدم میزد به یاد دختری که الان زیر دو متر خاک خوابیده اگه اون روز سرش شلوغ نبود و میتونست باهاش بره بیرون شاید الان اون دختر کنارش بود هوا تازه داشت سرد میشد پاییز شروع شده بود فصل مورد علاقه ای اون دختر چند روز مونده بود تا تولدش اما حالا دیگه نبود پسر روی نیمکتی که همیشه با اون دختر مینشست نشست حتی بعد گذشت ۷ سال دیگه نمی خندید اون دختر با هر دختری فرق داشت براش انگار برای هم ساخته شده بودن؛
"ویو ا.ت"
تو اون آتیش سوزی فقط من زنده موندم پدرم و مادرم حتی برادر کوچیکم هم مردن من خدا میخواست که زنده بمونم بخاطر دود توی اتاقم خفه شده بودم ولی لحظه ای آخر توی بیمارستان نبضم برگشت به دکتر ها و پرستار ها التماسکردم که به دوستام و جیمین که پشت در منتظر جواب بودن بگن مرده چون میدونستم بعدش حالم اینقدر بد میشه که باعث ناراحتی همه میشه..
الان ۷ سال از اوت اتفاق گذشته اصلا نمیدونم جیمین و دوستامون کجان بعد چیکار میکنن؛ تو این ۷ سال افسردگی گرفتم بعد شبانه روزی کار کردن و پیش و این و اون موندن پول هایی که از گذشته داشتیم و نسوخته بود تونستم یه شرکت بزنم الان ۲ ساله این شرکت رو دارم شرکت مدلینگ و عکاسیه درآمد خوبی دارم تا جایی که یادمه من و جیمین میخواستیم باهم این شرکت رو بزنیم ولی خب نشد متاسفانه.. شاید بگین خب چرا نشد خودت نخواستی ولی من هنوزم همنتونستم داغ مدر و مادر و برادرم رو هضم کنم ولی خب الان خونه و ماشین خودمو دارم و زندگی بدی ندارم ولی دلم برای جیمین خیلی تنگ شده نمیدونم تو این ۷ سال چی کشیده اصلا دوستامون چی شدن.. زندگی همیشه بالا و پایین داره و باید این رو تحملکنیم؛
"ویو جیمین"
بعد مرگ ا.ت نتونستم مثل قبل خوشحال باشم سخته فراموش کردنش یادمه که ا.ت دوست داشت شرکت مدلینگ و عکاسی بزنه بخاطر همین بعد مرگش با کلی تلاش و کار و زحمت تونستم یه شرکت بزنم؛ امروز قراره برم با شرکت دیگه شراکت کنم یکی از معروف ترین شرکت های کره ست ولی رئیس اصلی شرکت خانوم هست نمیدونم قبول میکنه یا نه ولی خو ایده ای بدی نیست؛
ویو وقتی جیمین میرسه به شرکت ا.ت
علامت جیمین_
علامت ا.ت +
اسم شرکت ا.ت : YSL (میدونم اسم برنده مسخره نکنید اسمی به ذهنم نرسید😅)
اسم شرکت جیمین : MDF (هههههه)
"ویو جیمین"
رسیدیم به شرکت با بادیگارد ها پیاده شدم و شرکت خیلی قشنگی بود با تم طلایی و مشکی واقعا خفن بود وارد شرکت شدیم که یه منشی اومد سمت مون علامت منشی#
#سلام شما باید آقای پارک جیمین باشید نه؟؟
_ بله خودم هستم از قبل باهاتون هماهنگ کردم برای شراکت با خانوم کیم
# بله اگه میشه چند لحظه منتظر بمونین بهشون بگم تشریف اوردین
# باشه مشکلی نیست
چند دقیقه بعد
#بفرمایید داخل جناب پارک
"ویو ا.ت"
منشی اومد داخل و گفت که آقای پارک اومدن رفتم لباسم و آرایشم رو چک کردم و گفتم که بیان داخل
وقتی آقای پارک اومد داخل سر جام میخکوب شدم، خشکم زد فقط آروم زمزمه کردم که همه برن بیرون ، انتضار نداشتم آقای پارک جیمین من باشه چقدر بزرگ شدی تو پسر چقدر تغییر کردی( تو دلش داده میگهاا)
"ویو جیمین"
وقتی وارد اتاق شدم انگار ا.ت جلوم بود چقدر شبیه اش بود ولی یکم بی حس بودن تو چهره اش بود برام عجیب بود چون منو دید رفت تو شک و میخکوب شد ولی ا.ت ای من...دختر من که مرده
+عاا..ببخشید بفرمایید بشینید جیم...آقای پارک
_ممنونم
+خب تا جایی که میدونم برای شراکت اومدین مگه نه؟
_بله
+خیلی خب باید شرایط شرکتتون و شرط هاتون رو بشنوم
_....
+آقای پارک حالتون خوبه؟؟
آب میخواین؟؟
_بل..بله اگهمیشهیکم آب بدین
خب بقیه بیاین کامنت ها
#بی تی اس#تهیونگ#جونگکوک#نامجون#یونگی#هوسوک#جین#جیمین#کیدارما#کیپاپ#بلک پینک#لیسا#رزی#جنی#جیسو#کره ای جنوبی
"ویو ا.ت"
تو اون آتیش سوزی فقط من زنده موندم پدرم و مادرم حتی برادر کوچیکم هم مردن من خدا میخواست که زنده بمونم بخاطر دود توی اتاقم خفه شده بودم ولی لحظه ای آخر توی بیمارستان نبضم برگشت به دکتر ها و پرستار ها التماسکردم که به دوستام و جیمین که پشت در منتظر جواب بودن بگن مرده چون میدونستم بعدش حالم اینقدر بد میشه که باعث ناراحتی همه میشه..
الان ۷ سال از اوت اتفاق گذشته اصلا نمیدونم جیمین و دوستامون کجان بعد چیکار میکنن؛ تو این ۷ سال افسردگی گرفتم بعد شبانه روزی کار کردن و پیش و این و اون موندن پول هایی که از گذشته داشتیم و نسوخته بود تونستم یه شرکت بزنم الان ۲ ساله این شرکت رو دارم شرکت مدلینگ و عکاسیه درآمد خوبی دارم تا جایی که یادمه من و جیمین میخواستیم باهم این شرکت رو بزنیم ولی خب نشد متاسفانه.. شاید بگین خب چرا نشد خودت نخواستی ولی من هنوزم همنتونستم داغ مدر و مادر و برادرم رو هضم کنم ولی خب الان خونه و ماشین خودمو دارم و زندگی بدی ندارم ولی دلم برای جیمین خیلی تنگ شده نمیدونم تو این ۷ سال چی کشیده اصلا دوستامون چی شدن.. زندگی همیشه بالا و پایین داره و باید این رو تحملکنیم؛
"ویو جیمین"
بعد مرگ ا.ت نتونستم مثل قبل خوشحال باشم سخته فراموش کردنش یادمه که ا.ت دوست داشت شرکت مدلینگ و عکاسی بزنه بخاطر همین بعد مرگش با کلی تلاش و کار و زحمت تونستم یه شرکت بزنم؛ امروز قراره برم با شرکت دیگه شراکت کنم یکی از معروف ترین شرکت های کره ست ولی رئیس اصلی شرکت خانوم هست نمیدونم قبول میکنه یا نه ولی خو ایده ای بدی نیست؛
ویو وقتی جیمین میرسه به شرکت ا.ت
علامت جیمین_
علامت ا.ت +
اسم شرکت ا.ت : YSL (میدونم اسم برنده مسخره نکنید اسمی به ذهنم نرسید😅)
اسم شرکت جیمین : MDF (هههههه)
"ویو جیمین"
رسیدیم به شرکت با بادیگارد ها پیاده شدم و شرکت خیلی قشنگی بود با تم طلایی و مشکی واقعا خفن بود وارد شرکت شدیم که یه منشی اومد سمت مون علامت منشی#
#سلام شما باید آقای پارک جیمین باشید نه؟؟
_ بله خودم هستم از قبل باهاتون هماهنگ کردم برای شراکت با خانوم کیم
# بله اگه میشه چند لحظه منتظر بمونین بهشون بگم تشریف اوردین
# باشه مشکلی نیست
چند دقیقه بعد
#بفرمایید داخل جناب پارک
"ویو ا.ت"
منشی اومد داخل و گفت که آقای پارک اومدن رفتم لباسم و آرایشم رو چک کردم و گفتم که بیان داخل
وقتی آقای پارک اومد داخل سر جام میخکوب شدم، خشکم زد فقط آروم زمزمه کردم که همه برن بیرون ، انتضار نداشتم آقای پارک جیمین من باشه چقدر بزرگ شدی تو پسر چقدر تغییر کردی( تو دلش داده میگهاا)
"ویو جیمین"
وقتی وارد اتاق شدم انگار ا.ت جلوم بود چقدر شبیه اش بود ولی یکم بی حس بودن تو چهره اش بود برام عجیب بود چون منو دید رفت تو شک و میخکوب شد ولی ا.ت ای من...دختر من که مرده
+عاا..ببخشید بفرمایید بشینید جیم...آقای پارک
_ممنونم
+خب تا جایی که میدونم برای شراکت اومدین مگه نه؟
_بله
+خیلی خب باید شرایط شرکتتون و شرط هاتون رو بشنوم
_....
+آقای پارک حالتون خوبه؟؟
آب میخواین؟؟
_بل..بله اگهمیشهیکم آب بدین
خب بقیه بیاین کامنت ها
#بی تی اس#تهیونگ#جونگکوک#نامجون#یونگی#هوسوک#جین#جیمین#کیدارما#کیپاپ#بلک پینک#لیسا#رزی#جنی#جیسو#کره ای جنوبی
- ۲۱.۶k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط