#درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی روش کرم میریزی و اون کلافه میشه.......

امروز روز بیکاری سونگمین بود و اون نشسته بود و داشت فیلم میدید تو هم برای اینکه امروز دوست پسرت توی خونه بود خیلی خوشحال بودی و میخواستی باهاش وقت بگذرونی ولی اون به تو اهمیت نمیداد و لم داده بود روی مبل و خیره شده بود به صفحه تلوزیون
(ا/ت با خودش)
×میدونم چیکارت کنم کیم سونگمین...
اولش رفتی نشستی کنارش و با موهاش ور رفتی و بهشون برچسب های کیوت زدی
موهاشو خرگوشی بستی و اینه ای جلوش گرفتی
×چطور شدی؟
_خیلی کیوت خوردنی شدم
×آها(ذهن ا/ت: پسره ی از خود راضی)
_حالا هم بیا تو بغلم باهم فیلم ببینیم
×من نمیخوام بیام تو بغلت
_چرا؟
×میخوام بیام روی پات بشینم
_اممم باشه بیا
چون میدونستی اگر با اون چیز وسط پای سونگمین برخورد کنی و اون نتونه کاری کنه واقعا کلافه میشه توهم برای کرم ریزی رفتی و نشستی روی پاش و هی تکون میخوردی نه میتونست از فیلم دست بکشه و نه میتونست دمای بدنشو کنترل کنه به خاطر همین با لحنی عصبی بهت غرید و دو طرف باسنت رو گرفت و ثابتت کرد
_یاا کیم ا/ت یجا بشین و اینقدر تکون نخور(عصبی)
توهم الکی باهاش قهر کردی و از روی پاش بلند شدی
×نمیخوامم
(سونگمین با خودش)
_اشکال نداره وقتی براش اون پک لوازم آرایشی رو بخرم آشتی میکنه
رفتی توی اتاق و بعد از ۵ دقیقه اومدی بیرون و رفتی پیش سونگمین و ازش پرسیدی که چیزی میخوره و اونم گفت که یه نوشیدنی میخواد و وقتی رفتی براش آماده کنی یک قرص تحر.یک کننده هم داخلش حل کردی
بعد از اینکه همشو یکباره سر کشید ۱۰ دقیقه بعد دیگه نمیتونست خودشو کنترل کنه و خطاب به تویی که با کمال خونسردی سرت تو گوشی بود گفت:
_ا/ت
×هوم
_توی اون آبمیوه چی بود
×هیچی
_ولی من فکر میکنم که یچیزی داخلش بود
×نه نبود
و راه افتادی سمت اتاق خواب و رفتی داخل و درو بستی و بعد از بستنش قفلش کردی تا به سونگمین بفهمونی عاقبت بی توجهی به تو چیه
سونگمین پیشونیش رو گذاشت روی در
_هی کیم ا/ت به نفعته درو باز کنی
×نمیکنم همونجا پشت در بمون تا زیر پات علف سبز شه
_در.....رو.....باز.....کن
×بنظر حالت بده خوبی؟
با مشت زد به در و گفت:
_ا/ت بهتره درو باز کنی اگه باز کنی از تنبیهم صرف نظر میکنم
×واقعا میگی؟
_(کلافه) آره حالا باز کن
بعد از کمی درنگ در رو باز کردی ولی با دیدن اون عرق های سرد روی صورت سونگمین و چشمای خمارش تصمیم گرفتی درو باز هم ببندی که سونگمین پاشو گذاشت بین در و چارچوب در و اومد داخل وتورو هل داد که افتادی روی تخت و روت خیمه زد
×هی چیکار میکنی؟ گفتی کاری باهام نداری که
_اون برای قبل از این بود که از دوباره بخوای در رو ببندی
×ولی من که نبستم
_اگه جلوتو نمیگرفتم میبستی حالا هم وقتشه که برای ددی ناله کنی بیبی......
دیدگاه ها (۱)

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

سناریو سو پارت اخر

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو خط قرمز پارت اخر

سناریو:وقتی با سوتین اومدیم تو استخر😈😂نامجون: تحریک میشه ولی...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط