بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی

بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد
۰
۰
بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه
۰
۰
بسلامتی خدایی که از همه چی زندگیم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاریام ولی.....
۰
۰
بسلامتی دل های که از هم دورن به سلامتی..
دیدگاه ها (۲)

intertwined fate of two enemies-part 18

.بیو یکی از کرکترای همون پروژه (مهم ترینشون)

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 16رینا تا صبح درست نخوابیدهر بار چشم هاشو می‌...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

Cruel Love پارت۸ که صدای بابابزرگ اومد ماهم مجبور شدیم بریم ...

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

Custom bride part : 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط