رفتنت بعد از آخرین دیدار:)P9
سلام آقا خرگوشه
مطمئناً تا الان خبر مرگم به گوشت خورده واقعا متاسفم که تنهات گذاشتم ولی دست خودم نبود که بمونم یا برم ، تنهات بزارم یا نه توی سرنوشتم این بود که توی 22 سالگی بمیرم توی سرنوشتم بود که تو رو ببینم به چشمات خیره بشم ، عاشقت بشم و بعد تنهات بزارم آره قبول دارم سرنوشت خیلی بی رحمه که منو از تو جدا کرده ولی قشنگی هایی هم برامون فراهم کرده مثل اینکه گذاشت یک ماه قبل از مرگ من همو ببینیم
جونگ کوک ازت میخوام بعد از مرگ منم زندگی کنی و بخندی و بازم شاد باشی من هیچ وقت نخواستم که تو غمگین باشی یا خودکشی کنی پس ازت خواهش میکنم باز هم شاد باش باز هم زندگی رو امتحان کن و عاشق شو
جونگ کوک هر ماه واست یه نامه میاد قبل از واست نامه نوشتم و هر ماه یه نامه واست میاد اینجوری شاید حس کنی بازم کنارتم آقا خرگوشه اینو بدون که همیشه من کنارتم همیشه قول میدم
قول قول
جونگ کوک عاشق شو ، زندگی کن و شاد باش و بعد بیا پیش من
و در آخر امیدوارم همیشه خنده روی لبت باشه و من هیچوقت دوستت نداشتم بلکه عاشقت بودم و هستم
معشوقت کیم یونا »
با خواندن نامه اشک های بیشتری میریختم .... اری او به فکرم بود .... او نمیخواست مرا ترک کند فقط مجبور بود که پیش من نماند....با صدای بلند اشک میریزم...... اری میخواهم گریه هایم را تمام کنم و به حرفش گوش بدهم و زندگی کنم ..... با صدای بلند گریه ام مادر و پدرم به اتاق می ایند ..... [ کوک عزیزم آروم باش ]..... اما من باز هم دست از گریه کردن بر نمیدارم..... ⟨ جونگ کوک پسرم آروم باش میدونم سخته ولی خواهش میکنم آروم باش ⟩ ..... با شدت کمتری گریه میکنم ... مادرم به سمت سالن میرود و قرصی میارد و با ابخبه من میدهد ..... قرص را که خوردم آرام چشم هایم را روی هم میگذارم.... و میخوابم
دو سال بعد
مطمئناً تا الان خبر مرگم به گوشت خورده واقعا متاسفم که تنهات گذاشتم ولی دست خودم نبود که بمونم یا برم ، تنهات بزارم یا نه توی سرنوشتم این بود که توی 22 سالگی بمیرم توی سرنوشتم بود که تو رو ببینم به چشمات خیره بشم ، عاشقت بشم و بعد تنهات بزارم آره قبول دارم سرنوشت خیلی بی رحمه که منو از تو جدا کرده ولی قشنگی هایی هم برامون فراهم کرده مثل اینکه گذاشت یک ماه قبل از مرگ من همو ببینیم
جونگ کوک ازت میخوام بعد از مرگ منم زندگی کنی و بخندی و بازم شاد باشی من هیچ وقت نخواستم که تو غمگین باشی یا خودکشی کنی پس ازت خواهش میکنم باز هم شاد باش باز هم زندگی رو امتحان کن و عاشق شو
جونگ کوک هر ماه واست یه نامه میاد قبل از واست نامه نوشتم و هر ماه یه نامه واست میاد اینجوری شاید حس کنی بازم کنارتم آقا خرگوشه اینو بدون که همیشه من کنارتم همیشه قول میدم
قول قول
جونگ کوک عاشق شو ، زندگی کن و شاد باش و بعد بیا پیش من
و در آخر امیدوارم همیشه خنده روی لبت باشه و من هیچوقت دوستت نداشتم بلکه عاشقت بودم و هستم
معشوقت کیم یونا »
با خواندن نامه اشک های بیشتری میریختم .... اری او به فکرم بود .... او نمیخواست مرا ترک کند فقط مجبور بود که پیش من نماند....با صدای بلند اشک میریزم...... اری میخواهم گریه هایم را تمام کنم و به حرفش گوش بدهم و زندگی کنم ..... با صدای بلند گریه ام مادر و پدرم به اتاق می ایند ..... [ کوک عزیزم آروم باش ]..... اما من باز هم دست از گریه کردن بر نمیدارم..... ⟨ جونگ کوک پسرم آروم باش میدونم سخته ولی خواهش میکنم آروم باش ⟩ ..... با شدت کمتری گریه میکنم ... مادرم به سمت سالن میرود و قرصی میارد و با ابخبه من میدهد ..... قرص را که خوردم آرام چشم هایم را روی هم میگذارم.... و میخوابم
دو سال بعد
- ۶.۰k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط