یه بنده خدایی یه درخواست داشتن

اعه وقتی دستتو میزاری اونجاش و میگی چقد بزرگ شده 🗿😀💔

جین:خودت داری بازی شروع میکنی
ا/ت:خودم شروع میکنم و خودم تموم میکنم


نامجون:عزیزم چیکار میکنی
ا/ت:بزرگ شده 😈
نامجون:اعه (سمت اتاق)

یونگی :بیبی امشب قراره دوقلو بیاری
ا/ت:اما تو یدونه میخوای قبول نی
(یونگی قر نیا همینو قبول کن🗿)



جیهوپ:اههه(یا خدا یا خدا) ا/ت
ا/ت:بله ددی (ودف)
جیهوپ:یکاری میکنم این جملرو بگی خودت کردی که لعنت بر خودت باد

جیمین:پس خود مرض داری
ا/ت:کرمام گل کرده
جیمین اعه خو بیا به این اب بدیم

تهیونگ :وسط عملیاتن اره

جونگکوک :بزار شیموزامو بخورم (مدیونید فک کنید منظورم اونجوری بود)


ببینید بقران داره دستام میلرزه حتا اون قسمت تهیونگ هزار تا فک کردم تا ببینم چی بنویسم:/
بای بای تا سناریو بعدی... 🗿😈😂
دیدگاه ها (۹)

تک پارتی

سناریو سانزو پارت ۱

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

سناریو باچیرا پارت دوم

وقتی بهمون خیانت میکنن و میگناعضا:ببخشید ات(با بغض)دوستمون:ج...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط