{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love or friend

love or friend
part72

تهیونگ: منظورت چیه؟
ا/ت: گووان بهم گفت مامانت هیچ بیماری نداره
تهیونگ: درسته ببخشید من بهت اینو گفتم تا باهام ازدواج کنی چون دوست داشتم
ا/ت: این چه دوس داشتنیه که برات مهم اینه دوسش داشته باشی ولی احساس او مهم نباشه
تهیونگ: ببخشید
ا/ت: میبخشمت چون دوست داشتم بیا امضا بزن
تهیونگ: خب وقتی دوسم داری چرا باید ازهم جدا شیم؟
ا/ت: نگفتم دارم گفتم داشتم و بهم خیلی محبت کردی مرسی بیا تو این جعبه هرچی برام خریدی گذاشتم اینم حلقه..
تهیونگ: درش نیار هرکاری بگی میکنم فقط نرو
ا/ت: یادت رفته تو قرار داد نوشته بود هرکسی خواست جدا شه نفر بعدی هم باید قبول کنه
تهیونگ برگه رو پاره کرد
تهیونگ: من قبول نمیکنم هرکاری میخوای بکن
ا/ت: باشه پس منم میرم
تهیونگ: صبر کن هیچ جا نمیری
ا/ت: سر من داد نزن
ساکمو برداشتم
تهیونگ: ا/ت فکراتو کردی؟
ا/ت: امشب کم حرف نزدیم خدافظ
تهیونگ: ا/ت باز فکراتو کن هروقت خواستی برگردی بیا من منتظرتم از همین الان منتظرتم و میمونم
ا/ت: نباش

از اونجا رفتم بیرون زنگ زدم به گووان
ا/ت: تموم شد
گووان: بهش گفتی؟
ا/ت: اره
گووان: امضا کرد؟
ا/ت: نه پارش کرد
گووان: میخوای چیکار کنی
ا/ت:میخوام برم فرودگاه
گووان: باشه خدافظ
ا/ت: خدافظ

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۷۷)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

سناریو باچیرا پارت ۱

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

سناریو سو پارت اخر

سناریو خط قرمز پارت اخر

پارت ۴ (سرنوشت)

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط