{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
مرگ این روزاے من
این بودہ بے تو سر ڪنم
غم ببارد بر تمام بند بند پیڪرم
هـر چہ دارم از تو بود و
هـر چہ هـستم از تو هـست
تو فقط تنهـا نرفتی
تار و پودم بودہ رفت
اشتباهـم بودہ این دلبستگی
تا یڪ جنون
مرغ سرگشتہ بہ دنبال علاج
جوے خون
اشتباهـم بودہ جز تو
یار و دلدارے نبود
بستر امن دلم تنهـا بہ تو
بستہ درود
واے از این حالے ڪہ بود
واے از این دردے ڪہ بود
من بمیرم در خودم
بازم بگویے قصہ بود....!!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱۳)

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۷**نویسنده**باکوگو خشکش زد.بعد سریع ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

پارت ۲۷ از آن روز به بعد، جونگ‌کوک حتی یک لحظه آریانا را تنه...

پارت ۳۱:رزا ساعت‌ها بود که در تاریکی اتاق حبس شده بود. زخم‌ه...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط