تماس از دست رفته - پارت دوم
-----------
«آهنگ پارت پست قبلی هست ✨»
-----------
سرش بدجور درد میکرد، امروز شنبه بود و دیشب، تا نیمه های شب و بیشتر بیدار بود. حالا باید وسایلش رو جمع میکرد تا بره که درس هاشو بخونه، واقعا مزخرف بود.
هیچ خبری از اون دختر نبود، آخرین پستش که ی هفته پیش بود ، و اونم.. تو ی جنگلی جایی بود؟
رفته بوده بیرون؟
«لعنت بهش!»
با کف دست به صورتش کوبید و از روی تخت بلند شد، مدرسه قرار نبود از تحقیق کردن راجع به ی گمشده جالب تر باشه، اما اجباری بود.
آنیا،نگاهی به خواهر کوچکترش انداخت، مو های طلایی ـش رو از روی چشمش کنار زد و پیشونی ـش رو بوسید.
«بامزه»
~★~
«بکی! داری با من شوخی میکنی؟! امتحان داشتیم؟!»
دخترِ مو صورتی، تقریبا جمله آخر رو داد کشید. سرش نبض می زد و حتی نمیتونست درست فکر کنه.
آخه امتحان این وسط چی میگفت؟!
«آره،جغرافیا بود. اصلا ما رشته مون جرم شناسیه! چرا آخه جغرافیا باید بخونیم؟!» بکی جواب آنیا رو داد.
«خدایا نجاتم بده.» آنیا زیر لب گفت و شقیقه هاش رو با دست، ماساژ داد.
~★~
«به امید خودت و بقیه اومدم سر امتحان خدایا رحم کن،امروز باید از قدرت ذهن خوانی ـم بهره ببرم»
«شروع کنید ،فقط نیم ساعت وقته»
و حالا، صدا های مختلف بودن که توی سرش میپیچیدن و سعی میکرد جواب درست رو از بینشون پیدا کنه.
~★~
توی راهرو، با بکی قدم میزدن، تا اینکه دخترک چشم سبز، به خودش جرئت داد تا به خاطر اون دختر کوچولو هم شده، این سوال رو بپرسه.
«بکی..میگم ،میتونی لوکیشن ی مکانی رو برام پیدا کنی؟»
«آره،حتما،کجا؟»
«برات ی پست ازش میفرستم.»
«میشه فضولی کنــــــــمم~؟»
«نچ!»
«عیـــــــــش!»
~★~
به خوابگاه برگشته بود و هنوز به اون پست زل زده بود، واقعا نیاز داشت یکی کمکش کنه.
پست رو ورق زد، دقیق تر به عکس نگاه کرد و متوجه چیزی گوشه صفحه شد. اون دختر، تنها نرفته بوده بیرون!
مو های بلوند ـی که معلوم بودن و ظاهرا.. ی پسر.. بود؟
«آی شت!»
بلند گفت و تقریبا از روی مبل قرمز رنگی که روش لم داده بود، پرید.
«چیزی شده آنیا؟»
دخترِ بامزه و مو آبی که همخوابگاهیش بود، با تعجب و به نرمی پرسید.
چشم های اون دختر، برعکس موهاش قهوه ای بود و کک و مک های روی صورتش، خود نمایی میکردن.
«فقط..ی چیز باحال فهمیدم!نه چیزی نیست»
کامنت ها رو باز کرد و ی کامنت، نظرش رو جلب کرد.
«چرا درست کات ـش نکردی..؟»
انگار یکی از اینکه توی عکس باشه، ناراحت شده بود.
پوزخندی زد و وارد اکانت دوم ـش شد و از طریق اون ، وارد پیج پسرِ مو بلوند شد.
suhon_minn .
مین سوهو ؟
پس اسمش این بود؟
بی توجه به هر اتفاقی که قراره بیفته، نام کاربری اون پسر رو به بکی فرستاد و زیرش پیامی نوشت . «شماره ـش رو برام در بیار.»
دقیقه ای نگذشته بود که پیامی متقابل دریافت کرد.
«آنیا؟ احیانا کراش زدی؟ اووو!فکر نمیکنی این که شمارشو برات در بیارم خواسته زیادیه؟ π π π چی به دوست مو بنفشت قهوه ایت میرسه خب؟!»
دختر مو صورتی،در حالی که کوله ـش رو محکم تر میگرفت، با ی دست تایپ کرد «متوجه نیستی بکی،بعدا برات همه چیز رو توضیح میدم.»
~★~
بنظرتون چی میشه؟ مین سوهو کیه؟! قراره چه اتفاقی بیفته؟
«آهنگ پارت پست قبلی هست ✨»
-----------
سرش بدجور درد میکرد، امروز شنبه بود و دیشب، تا نیمه های شب و بیشتر بیدار بود. حالا باید وسایلش رو جمع میکرد تا بره که درس هاشو بخونه، واقعا مزخرف بود.
هیچ خبری از اون دختر نبود، آخرین پستش که ی هفته پیش بود ، و اونم.. تو ی جنگلی جایی بود؟
رفته بوده بیرون؟
«لعنت بهش!»
با کف دست به صورتش کوبید و از روی تخت بلند شد، مدرسه قرار نبود از تحقیق کردن راجع به ی گمشده جالب تر باشه، اما اجباری بود.
آنیا،نگاهی به خواهر کوچکترش انداخت، مو های طلایی ـش رو از روی چشمش کنار زد و پیشونی ـش رو بوسید.
«بامزه»
~★~
«بکی! داری با من شوخی میکنی؟! امتحان داشتیم؟!»
دخترِ مو صورتی، تقریبا جمله آخر رو داد کشید. سرش نبض می زد و حتی نمیتونست درست فکر کنه.
آخه امتحان این وسط چی میگفت؟!
«آره،جغرافیا بود. اصلا ما رشته مون جرم شناسیه! چرا آخه جغرافیا باید بخونیم؟!» بکی جواب آنیا رو داد.
«خدایا نجاتم بده.» آنیا زیر لب گفت و شقیقه هاش رو با دست، ماساژ داد.
~★~
«به امید خودت و بقیه اومدم سر امتحان خدایا رحم کن،امروز باید از قدرت ذهن خوانی ـم بهره ببرم»
«شروع کنید ،فقط نیم ساعت وقته»
و حالا، صدا های مختلف بودن که توی سرش میپیچیدن و سعی میکرد جواب درست رو از بینشون پیدا کنه.
~★~
توی راهرو، با بکی قدم میزدن، تا اینکه دخترک چشم سبز، به خودش جرئت داد تا به خاطر اون دختر کوچولو هم شده، این سوال رو بپرسه.
«بکی..میگم ،میتونی لوکیشن ی مکانی رو برام پیدا کنی؟»
«آره،حتما،کجا؟»
«برات ی پست ازش میفرستم.»
«میشه فضولی کنــــــــمم~؟»
«نچ!»
«عیـــــــــش!»
~★~
به خوابگاه برگشته بود و هنوز به اون پست زل زده بود، واقعا نیاز داشت یکی کمکش کنه.
پست رو ورق زد، دقیق تر به عکس نگاه کرد و متوجه چیزی گوشه صفحه شد. اون دختر، تنها نرفته بوده بیرون!
مو های بلوند ـی که معلوم بودن و ظاهرا.. ی پسر.. بود؟
«آی شت!»
بلند گفت و تقریبا از روی مبل قرمز رنگی که روش لم داده بود، پرید.
«چیزی شده آنیا؟»
دخترِ بامزه و مو آبی که همخوابگاهیش بود، با تعجب و به نرمی پرسید.
چشم های اون دختر، برعکس موهاش قهوه ای بود و کک و مک های روی صورتش، خود نمایی میکردن.
«فقط..ی چیز باحال فهمیدم!نه چیزی نیست»
کامنت ها رو باز کرد و ی کامنت، نظرش رو جلب کرد.
«چرا درست کات ـش نکردی..؟»
انگار یکی از اینکه توی عکس باشه، ناراحت شده بود.
پوزخندی زد و وارد اکانت دوم ـش شد و از طریق اون ، وارد پیج پسرِ مو بلوند شد.
suhon_minn .
مین سوهو ؟
پس اسمش این بود؟
بی توجه به هر اتفاقی که قراره بیفته، نام کاربری اون پسر رو به بکی فرستاد و زیرش پیامی نوشت . «شماره ـش رو برام در بیار.»
دقیقه ای نگذشته بود که پیامی متقابل دریافت کرد.
«آنیا؟ احیانا کراش زدی؟ اووو!فکر نمیکنی این که شمارشو برات در بیارم خواسته زیادیه؟ π π π چی به دوست مو بنفشت قهوه ایت میرسه خب؟!»
دختر مو صورتی،در حالی که کوله ـش رو محکم تر میگرفت، با ی دست تایپ کرد «متوجه نیستی بکی،بعدا برات همه چیز رو توضیح میدم.»
~★~
بنظرتون چی میشه؟ مین سوهو کیه؟! قراره چه اتفاقی بیفته؟
- ۱.۱k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط