پارت هجدهم

پارت هجدهم


دروغ واقعی


تهیونگ: با من ازدواج می‌کنی ؟
ات :(به جای بله از خوشحالی جیغ زد )
تهیونگ: (خنده)
ات:آخه این سوال داره دیوونه .....من عاشقتم

پایان


یک هفتس دارم فکر می‌کنم آخرش رو چیکار کنم 🙂
دیدگاه ها (۱۲)

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

سناریو تهیونگ

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

وقتی که بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

ازدواج اجباری

پارت ۱ آت تو یه مدرسه اجاره ای میمونه و هزینه های مدرسه و خو...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲4سوهو یک قدم از تاریکی بیرون آمد...

dark life = 27

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط