پارت22

پارت22


جونگکوک: مرسی


جونگکوک: ات بیا تا اتاقتو نشون بدم (عکسشو میزارم)
ات: باشه
جونگکوک: بفرما اینم اتاقت
ات: مرسی واووووو عجب اتاقی (ذوق)
خیلی قشنگه مرسی
جونگکوک: خاهش میکنم

ات: جونگکوک من چند روز باید اینجا بمونم
جونگکوک: تا وقتی مامان اینا خوب شن
ات: اوکی
جونگکوک: ات میخوام چند تا قانونایه این خونرو بگم... اولی هیچ وقت شبا به حیاط نرو دوم همیشه صبحا ساعت 6 بلند میشی
سوم شبا ساعت 9 میخوابی و تو از همین الان یه خدمت کار هستی باشه اجوما میاد لباستو میده (عکسشو میزارم و جونگکوک از اتاق میره)

ویو ات
واااا این چرا یه دفعه خشن شد ولش کن یعنی من از الان خدمت کار هستم. از بچگی میخواستم تجربه خدمت کار بودنو داشته باشم. الان میگید وااا دختر مگه خل شدی ولی من از بچگی دوست داشتم
داشتم تویه اتاقم با خودم حرف میزدم که یکی در زد فکر کنم اجوما باشه

اجوما: ببخشید خوانوم میتونم بیام تو
ات: اره بفرما( اومد داخل)
اجوما: خوانوم ارباب گفت بهتون بگن بیان پایین غذا بخورین و اینم لباس شما
ات: اممم یه سوال ارباب کیه
اجوما: اقای جونگکوک
ات: اها باشه تو برو من میام
اجوما رفت

ات لباسشو پوشید
ات: این یکم کوتاه هس ولش کن








لایک🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪
#بی_تی_اس
#فیک جونگکوک
دیدگاه ها (۲)

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

پارت ۳

part¹⁰ویو جونگکوک::صبح وقتی بیدار شدم رفتم حموم و کارای لازم...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

وقتی درسش بد بودو ..

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۰ات دست نامی و گرفت نشوند رو تخت ات: نامی من واقعا دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط