پارت ۳۲

از کنارش رد شدن و رفتم توی سالن نشستم روی کاناپه
ت: حالت خوبه تو؟
ا.ت: آره خوبم ... باندتو باز کردی؟
ت: آره دیشب بازش کردم ... الان احساس آزادی میکنم (لبخند) _ ا.ت: خیلی خوبه که احساس آزادی میکنی (ناراحت)
ت: چیشد یهو؟ تو حالت خوبه؟
ی: ا.ت من به نامجون گفتم که میخوای پدر...
ا.ت: دیگه مهم نیست ولش کن نمیخوام ببینمش _ بلند شدم رفتم تو اتاقم
.
.
.
در اتاقم زده شد: میتونم بیام تو ؟
ا.ت: آره _ در اتاق باز شد و یونگی اومد تو
ی: میتونم بپرسم چت شده؟
ا.ت: ۰یزیم نیست ... من مثل همیشه رفتار میکنم
ی: نه مثل همیشه نیستی انگار یه کاری کردم (بلند) ... فقط بهم بگو چیکار کردم لطفا (آروم) _ دیگه نمیتونستم تحمل کنم
ا.ت: چرا منو آوردی اینجا؟ چرا نمیزاری برم؟ چرا هر کاری میکنم حواست هست؟ چرا نمیزای اونجوری کنه میخوام زندگی کنم؟ چرا... (گریه و بلند)
ی: ا.ت (آروم) من ... فقط میخواستم مراقبت باشم ... اگه تو اینجوری راحتی باشه از این به بعد هر کاری دلت خواست انجام بده ... من دیگه کاری بهت ندارم ... اگه خواستی از اینجا بری بهم بگو ... _ داشت از اتاق میرفت بیرون
ا.ت: یونگی ... _ ی: بله چیزی دیگه‌ای اذیتت میکنه؟
ا.ت: من نمیخواستم این حرفارو بهت بزنم ... ولی حرفایی که این مدت از بقیه شنیدم خیلی اذیتم کرده ... اون حرفا باعث شده که ایجوری رفتار کنم ... ببخشید (گریه) دیگه نمیدونستم خودمو نگه دارم _ اومد کنارم روی تخت نشست: میشه بهم بگی کی اذیتت کرده؟
ا.ت: مهم نیست ... اگه بخوام بگم اسم بیشتر افراد این خونه رو باید بگم ... میدونی ... آدما یعنی موقع ها به فکر حرفاشون نیستن ... فقط به فکر خودشونن
دیدگاه ها (۲)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

only patient p4

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو ناگی پارت ۲

مافیای من

چند پارتیــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهــ...

سناریو میتسویا پارت ۲

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو سائه پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط