خون اشام پارت۹

کوک:.... تو که پولداری خب برو... ی برده دگ بخر چرا من؟؟
(باگریه)... اینجا خونه من.... هق.. نیس میخام برم خونه خودممممم
تهیونگ: من تورو انتخاب کردم و وقتی کسی و یا چیزی رو بخوام اون دیگه ماله منه

یعقهشو ول کردم و از روش بلند شدم و بالا سرش ایستادم و با دستم موهامو دادم عقب و بعدش به پایین نگاه کردم(به پسره)

تهیونگ: برای آخرین بار میگه اینجا خونته توله
کوک:... خودت خواستی.... پس... فرار میکنم...(با بغض)
حالم ازت بهم میخوره.... برو بمیرررررررر
قهقهه زدم و لبخند کجی زدم و بالا سرت قدم میزدم

تهیونگ: اگر میتونی فرار کن
کوک:..... میشه.... دستامو... باز کنی.... ت که انقد اطمینان داری فرار نمیتونم کنم.. پ چرا دستامو بستی ترسو (نیشخند)
&قهقهه زدم و یعقشو گرفتم و از روی زمین بلندش کردم

تهیونگ:فکر کردی با این حرفا گول میخورم بچه؟ من هزارتا از اینا رو تجربه کردم
کوک: عجب ترسویی هستی تو... دستامو باز کن درد میکنه دستم... خودتم اینحا وایسا اگ فک میکنی فرار میکنم (اروم)
تهیونگ: این چیزا منو گول نمیزنه بچه من هزارتا از این بازیگرا دیدم
کوک: گفتم دستم درد میکنه حالیته... چیکا کنم حالیت شه
(کوک به دستاش که برید بود. وقرمز شده بود اشاره کرد)....
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty four ویوی جونگ کوک :یک سا...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

چند پارتی

ممنون که میخونی این داستان واقعی

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 5)

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط