شاید روزی بیخبردیگر پست نگذارم...

شاید روزی بیخبردیگر پست نگذارم...

دلم مےخواهد ترانہ‌ے خداحافظے را بنویسم...
روے دیوار همین مجازے
ولے...
واژه‌ها فرار مےکنند
دلم طاقـٺ نمےآورد
اشک‌ها اماڹ نمےدهند
نمےدانم ،
شاید من هم روزے
بے خداحافظے بروم از این
صفحہ‌ےِ مجازے..
دیدگاه ها (۱)

سلام،در برنامه ی دیگه فعالیت مذهبی دارم رفتم تو صفحه ی کاربر...

اتاقی که وجود نداشت (part5) باران از نیمه‌شب شدت گرفته بود ا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_38فصل شانزدهم |...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p95هوای داخل ساختمان متروک بوی رطوبت و آ...

سلامم راستش این پستای آخرمه و دیگه قرار نیست یه مدت پست بزار...

پارت ۳۲‌بعد از اینکه خبرِ پیوستنِ حسنا به بلک‌پینگ مثل بمب د...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

پرنسس ناخواسته

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط