P2۷💫

P2۷💫




-دخترم غذاتو خوردی برو حاضر شو الان میرسن
&چشم{رفت بالا}
-آفرین




{یکم بعد}



&بابایی من اومدم چطور شدم
-وایی عین یه تیکه ماه شدی فرشته کوچولوم بدو بیا بغل بابایی
&{بدو بدو رفت بغلش}
-{بلندش کرد و تو هوا چرخوندش}
&{خنده}
-تو کس این لباسو گرفتی که من نفهمیدم
&خیلی وقته دارمش
-پس چرا تا حالا نپوشیده بودی؟
&نمی‌دونم همینطوری
-خیلی قشنگه
& بابا
-جونم
&عمو اینا کی میان
-نمیدونم قشنگم گفتن امروز برای دیدن تو میان
&عه باشه
-اوم
& بابا
-جونم
&میشه موهای منو ببافی
-چرا که نه حتما کشتو بده بهم
&بفرمایید{کشو داد بهش}
-خوب برگرد آهان{شروع کرد به بافتن }
&آخ بابا آروم تر
-ببخشید عزیزم خوب تموم شد
&وایی خیلی خوب شد
-واقعا
&اره
-بابایی پاهات سردشون نیست؟
&نه بابا
-باشه عزیزم





ادامه دارد...




🦋
دیدگاه ها (۰)

عشق حقیقی پارت:۶دامیان:هوم ذره ای بهت علاقه ندارمجولیا:خجالت...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

چند پارتی

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

Do I love him, or do I hate him?P¹⁵بعد از کلی کل کل رفتیم خو...

آغوش آنها پارت نمیدونم

پارت ۳

پارت : ۱۶ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط