ری اکشن پسرای اسلیترین

موضوع: توی هاگوانز ازشون بارداری و بابات اسنیپه و از قضیه عصبیه بعد ۹ ماه بعدش که سرکلاس اسنیپ بودید ا/ت دردش میگره


دراکو:
با تعجب بهت نگاه میکنه و نگران‌میشه.سعی میکنه کمکت کنه و دردت کمتر بشه ولی وقتی میبینه خیلی درد داری از پروفسور اجازه میگیره. پروفسور با اخم اجازه بیرون رفتن‌میده . دراکو تو رو به درمانگاه میبره و به پرستار های جادوگر میگه مراقبت باشن." تو استراحت کن....میرم اسنیپ رو آروم کنم."

ریگولوس:
با دقت به چهرهت نگاه میکنه" ا.ت؟خوبی؟" وقتی چیزی ازت نمیشنوه جلوی همه پرنسسی بغلت میکنه و به سمت در خروجی میبره و تو راه میگه" ببخشید پروفسور اسنیپ ولی ا.ت بیشتر به استراحت نیاز داره تا کلاس درس"

متیو:
دستش روی شکمت بود و وقتی دردت گرفت با اخم کوچیکی بهت نگاه میکنه. اروم‌ زمزمه میکنه" درد داری؟"وقتی چشمات رو میبندی میفهمه دردت شدیده . از جاش بلند میشه " پرفسور؟فک کنم ا.ت باید همین الان بره درمانگاه"

تئو:
با آمادگی کامل بلندت میکنه و از کلاس بیرون میرید .انگار از قبل با پروفسور صحبت کرده بود. به سمت اتاقت میبردت و تو رو آروم روی تخت میزاره" تو همینجا بمون و استراحت کن بیب .... من دکتر رو میارم اینجا" سرت رو میبوسه" زود برمیگردم"

لورنزو:
خیلی نگران‌میشه" ا.ت؟ چی شده؟ حالت بده؟میخوای بریم درمانگاه؟خوراکی میخوای؟"
از استرس نمیدونه چیکار کنه دقیقا. به سمت پروفسور میره و دم گوشش چیزی میگه و بعد به سمت تو میاد و کمکت میکنه بلد بشی و بعد بغلت میکنه و به سمت در خروجی میره.

تام:
اصلا نمیزاره بعد از ۶ ماهگیت بری هاگوارتز. تو رو به قصر خودش میبره و اونجا همه چیز رو برات فراهم‌میکنه. اگه هم بخواد کاری کنه تا کمتر از ۳ ساعت پیشت برمیگرده.گاهی زیادی مهربون‌میشه.دلش میخواد هم خودت هم بچه راحت باشید.

بیلیز:
تو کل این ۹ ماه هواتو داره . از ۸ ماهگیت هم باهات صحبت کرد و هر دو به این نتیجه رسیدید ک اگه نری به کلاس ها برات بهتر باشه. همیشه خونه پر از خوراکیه و کلی چیز برای سرگرمی هست. دوستات گاهی بهت سر میزنن. هر وقت بخوای بیرون هم میبرتت. بیشتر از خودت مراقبته.بیشتر نگران تو هست تا بچه.

حمایت زیبا؟💗

#پسرای#اسلیترین #سناریو
دیدگاه ها (۱۸)

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو مایکی پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

خدا توی زندگی یه حس امنیته انگار یکی از اون بالا ها میگه ارو...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو مایکی پارت اخر

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط