{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرلوک هلمز با واتسون میرن بیرون شهر و تو چادر میخوابن،

شرلوک هلمز با واتسون میرن بیرون شهر و تو چادر میخوابن،

نصفه های شب شرلوک هلمز واتسون رو بیدار می کنه میگه: به آسمون نگاه کن چی میبینی؟

واتسون: یه عالمه ستاره!

هولمز: از اینهمه ستاره چی می فهمی؟

واتسون: از چه نظر؟ ستاره شناسی؟ الهیات؟ فلسفه؟ از کدوم زاویه بگم؟ تو چی میفهمی؟

هولمز: احمق! چادرمونو دزدیدن

بعضی اوقات پیچیده فکر نکنید ، ساده فکر کنید !
دیدگاه ها (۵)

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

شرلوک هلمز با واتسون میرن بیرون شهر و تو چادر میخوابن، نصفه...

شرلوك هلمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نو...

شرلوک هلمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نور...

پارت 26

احمق

رمان سوکوکو 73

سناریو بی تی اس

خدمتکار کوچولو ی من. ( فصل دوم) part:3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط