احمق

چهار سال بعد ****
& احمقم ‌.. من یه احمقم ..... ساتورو من امنیت ندارم بعدا تو میگی باهات زندگی کنم
# ای خدا .... چرا نمی فهمی
& من دقیقا الان باید چی رو بفهمم
تو باید بفهمی چهار سال با من ازدواج کردی
آخه آشغال تو یه بچه ی ۲ ساله داری
تو این چهار سال چرا نگفتی شغل کوفتیت
کشتن شیاطینه
آخه احمق تو اصلا میفهمی بچه داری
# ای خدا ... هر جا می خوای بری برو ولی حق نداری بچه رو با خودت ببری
& دستتو بکش کنار بابا
& تو اگه عرضه بچه بزرگ کردن داشتی
& من اسم خودمو عوض میکردم
# برو ولی بخاطر بچه هم که شده بر میگردی
& من ازت طلاق میگیرم حالا میبینی
@ چیشده خانم نامی ؟
& برو کنار بابا
_ مامان ..... شی شده
& تو ناراحت نباش عزیزم
فقط از این به بعد فکر کن بابا نداری
_ بابا مرده
& اره مرده
_ من بابا رو میخوام
& وقتی یه نفر میمیره دیگه نمی تونی ببینیش
_ نههههههه عرررررررررررررررررررر ( گریه کردن )
& بابا گفت اگه ساکت باش زنده میشه
تو گریه نکن بابا بر میگرده
@ گوجو نامی سان رفتا
# ولش کنین .... اون می خواد تنهایی بچه رو بزرگ کنه ولی نمی تونه بر میگرده
دیدگاه ها (۱۵)

پارت دوویو یوری نامی تنها کسیه که حاضرم جونم رو براش بدم همه...

پارت ۳ × یه چیزی بگو لعنتی ( عربده و گریه ) + فقط یه شرط دار...

مرتیکه ح********بچه‌ها اونایی که نمی‌دونید داستان در مورد چی...

رومان عشق پنهانی (پارت9)

سناریو #BTS وقتی بچتون میگه مامان مال منه به تو نمیدمنامی: ب...

برده عمارت جئون

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.14سویون:لعنتی*گریه...

dark life = 33

پارت سهسه سال قبلسونی: مامانیی داری چیکار..... مامان چیکار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط