{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را دارم و از هیچ‌ چیز غمم نیست !

تو را دارم و از هیچ‌ چیز غمم نیست !
از صفر که هیچ.
از منهای بی‌ نهـایت شروع خواهم کرد
و از هیچ‌ چیز نمی‌ ترسم
من در آستانه‌ ی مرگی مأیوس،
در آستانه‌ی عزیمتی نابهنگام تــو را یافتـم
وقتی تو به من رسیدی
من شکست مطلق بودم
من مرده بودم !
پس حالا دیگر از چه چیز بترسم ؟!
دیدگاه ها (۰)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

🐨: سلام! روز بخیر. آن‌یوهاسه‌یو. واقعاً ازتون ممنونم که اومد...

dark life = 33

اعتیاد من بهت.

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

پارت ۵۹:پایان دفتر زندگی(سولار)فرودگاه شلوغ بود. ولی نه برای...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط