{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که دوریت طناب دار باشد

وقتی که دوریت طناب دار باشد

بی وقفه بر لب های من سیگار باشد

از من و از این چشم های رنگ میشی

حق دارد آیینه اگر بیزار باشد

تهران که نه این خلیج فارس بی تو

یک جا بروی شانه ام آوار باشد

ای اولین و آخرینم اینجا بی تو

شب تا سحر باید دلم بیدار باشد

یا اینکه با سوز غمت در اوج گرما

دست و دلم با دیدنت تب دار باشد

ماه من..همسر مهربونم..بمیرم برای دل تنگ تو..همه فکرم تنهایی های تو هست..امید زندگیم..دلیل زنده بودنم...مردت تا همیشه مردت میمونه..شونه به شونه..قدم به قدم یا تو....از همین جا بند بند انگشتات رو بوسه بارون میکنم...بد همیشه منو شرمنده محبت هات میکنی..زندگیم من پیش همه خوبی های تو خجالت زده ام..عمرم..نفسم..
دیدگاه ها (۳)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط