{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه شیش🍷🔪


انگار که همه میدونستن چیکار کردیم

یه جورایی خجالت می‌کشیدم

تو همون حالت بودم که با وایسادن یه پسر ۲۳ ساله اینا رو به روم چشمام گرد شد

تا به خودم بیاد خم شد روم
بوسه ای روی گونه ام زد

+چه شیرینی تو دختر ، باید امشب با من بیای...

چشمام گرد شد
داشت چه غلطی میکرد؟

صدای پر خشم کوروش اومد
+اینجا چه خبره؟

برگشتم سمتش
ولی نگاهم نکرد

بغض کردم
میدونستم آخر همه کاره کوزه ها سر من می‌شکنه...

تا به خودم بیام مشت محکمی روی صورت پسره زد
هینی کشیدم

مردم دورمون جمع شده بودن
میترسیدم برم جلو و جداش کنم

میترسیدم از خشم کوروش و میدونستم قرار نیست همینجوری بمونم و مطمعن بودم یه کاری باهام میکنه

بغضم گرفته بود
بلاخره چند نفر جداش کردن

صدای پچ‌پچ‌ ها و فیلم گرفتما اذیتم میکرد
من فقط گربه میکردم
تنها کاری که از دستم برمی اومد بکنم
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

آغوش عشق در کنار مافیا .میرا"به دکتر خیره شدم ، دستکش هاشو د...

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

رمان تهیونگ

برده عمارت جئون

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁸عصر..خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کر...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط