{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم مخفی کنم

خواستم مخفی کنم
از چشم هایش گریه ام را

شانه هایش را که دیدم
اشک هایم بی هوا ریخت


#سپهبد_حاج‌قاسم_سلیمانی🌷


#شبتـــــون_آرام_با_یاد_شھـــــدا 🌹


ว໐iภ ↬ @ramzeamaliyat
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۱پادزهر پیدا شد.اما یک مشکل وجود داشت.فقط خون من می‌تو...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎هانا آن شب یونا را به اتاقش دعوت کرد...

☆دوپارتی، پارت آخر☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــ...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

مینی فیک

.....پارت ششم....

قسمت بیست

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط