بعضی شبها ، هرچه به اینطرف و آنطرف غلت بزنی ؛

بعضی شبها ، هرچه به اینطرف و آنطرف غلت بزنی ؛
هرچه دست و پنجه نرم کنی با خودت ؛
هرچه دست از سر خیلی چیزها برداری ؛
باز هم صبح نمیشوند ...
بعضی شبها را باید تا صبح بیدار ماند...
باید بیدار ماند و مرور کرد حماقت ها را ،
بچگی ها را ...
بعضی از شب ها را باید تا صبح تاوان داد!

#wrote-by-Termeh
22:46
دیدگاه ها (۵)

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

... پارت بیست و سوم....

فاصله یک لبخند تا جنون

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط