ادامه پست قبلی,, حلقه چون پی بُرد بر افکار من / از چه شد
ادامه پست قبلی,, حلقه چون پی بُرد بر افکار من / از چه شد در، منطبق با کارِمن؟
گفت ای غافل ندانستی مگر / هست ناظر بر تو و در، یک نفر
من که بر کارت نظاره می کنم / درب را من باز و بسته می کنم
از همین جا می فشارم دکمه را / می کنم من باز، دربِ بسته را
چون که فهمیدی مَثَل را، گوش کن / در طریق کسب تقوا، کوش کن
جمله درهای زمین و آسمان / هست در دست خدای مهربان
آن که بر ما حکمِ ایمان می دهد / خود به ابر و باد فرمان می دهد
آن که می گوید ره طغیان مجوی / خود به سعبزیجات می گوید بروی
آن که می گوید تو از حق رو متاب / خود به خورشیدِ فلک گوید بتاب
بنده ای چون قصد تقوا می کند / باب رحمت را بر او وا می کند
گفت ای غافل ندانستی مگر / هست ناظر بر تو و در، یک نفر
من که بر کارت نظاره می کنم / درب را من باز و بسته می کنم
از همین جا می فشارم دکمه را / می کنم من باز، دربِ بسته را
چون که فهمیدی مَثَل را، گوش کن / در طریق کسب تقوا، کوش کن
جمله درهای زمین و آسمان / هست در دست خدای مهربان
آن که بر ما حکمِ ایمان می دهد / خود به ابر و باد فرمان می دهد
آن که می گوید ره طغیان مجوی / خود به سعبزیجات می گوید بروی
آن که می گوید تو از حق رو متاب / خود به خورشیدِ فلک گوید بتاب
بنده ای چون قصد تقوا می کند / باب رحمت را بر او وا می کند
- ۹۰۲
- ۱۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط