𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡
Ⓟⓐⓡⓣ19
[ویو جنی]= رفتم پایین تو اشپز خونه منتظر کوک بودم و بعد از چند مین با یه شلوارک مشکی وتیشرت مشکی پوشیده بود
_"خب پیشبندا اونطرفه میتونی بری یکیشو بپوشی "
+"باش"
رفتم یه پیشبند برداشتم پوشیدم کوک هم همینکارو کرد:
_"خب حالا چی درست بکنیم؟ "
+"دوکبوکی، رامیون، نودل تند، مرغ سوخاری باسس، پاستا"
_"اوکی ولی یکم زیادی نیست"
+"نه تازه سوشی رو یادم رفت"
_"کل این غذا هارو کی میخواد بخوره "
+"من و تو"
_"مگه گاویم"
+"مگه فقط گاو غذا میخوره.... حالا که به توهم فشار نیاد مرغ سوخاری باسس و پاستا رو حذف میکنم"
_"زحمت کشیدی"
+"میدونم.... باشه دیگه غر نزن بیا شروع کنیم"
شروع کردیم به کار دوکبوکی و رامیون رو قرار بود کوک درست کنه سوشی و نودل رو من درست کنم
شروع کردیم بکار کوک با مهارت زیادی با چاقو کار میکرد و من داشتن همینجوری نگاش میکردم چرا تا الان متوجه جذابیه این بشر نشدم ادم دلش میخواد دستشو بزاره زیر چونش و تا صبح نگاش کنه ولی حیف مه نمیشه ولش بیخیال شدم و میخواستم برم برای سوشی جلبک بیارم از جونگ کوک پرسیدم جلبک کجاس اونم گفت تو یخچال هست منم رفتم سمت یخچال و درشو باز کردم جلبک و هویجو قارچو و موادی که لازم بود رو در اول دم گذاشتم رو اپن تخته چوبی هم اوردم از جونگ کوک یکی از چاقو هاشو کش رفتم و شروع کردم به خورد کردن مواد وقتی تموم کردم برنجی که از قبل بخته بودن رو روی جلبک گذاشتم و سبزیجاتی که خورد کرده بودم رو روی برنجی که رو جلبک بود گذاشتم و یکم کیمچی هم داخلش گذاشتم و پیچوندمش وقتی فهمیدم کاملا ثابته به تکه های درشت بریدمش و سوشی رو گذاشتم کنار رفتم سراغ نودل یه قابلمه اوردم پر از ایش کردم گذاشتم رو گاز که اب جوش بیاد تو این فاصله رفتم از کابینت بالا دوبسته نودل در اوردم گذاشتم رو اُپن و رفتم دیدم اب جوش امده نودلو گذاشتم که بپزه و رفتم که سسش رو درست کنم بعد از چند مین که سسش رو درست کردم رفتم به سمت نودل دیدم کاملا پخته شده بود نودلو گذاشتم تو کاسه ها و سس و پودرشونو ریختم و تمام دیدم جونگ کوک هم تموم کرده بود پس رفتم میزو چیدم ونشستیم شام خوردیم.....................

ادامه دارد........
شرایط👇🏻
comment. 20
Like 10
Baznashr. 5
دیدگاه ها (۹)

پارت ۴۲

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

وقتی تولدت بودو..

پارت ۲۶

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط