{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واکسن؟

واکسن؟



-میره میشینه پیش نامجون و سرش رو می‌زاره رو شونش
نامی. تهیونگ لطفا آروم باش تو که نمی‌خوای میونگ بترسه(آروم تو گوشش میگه و تهیونگ رو می‌کشه تو بغلش)
-اره حق با توعه، میونگ داداشی بیا ببینم بغلم
&(می‌ره میشینه تو بغلش)
جیمین. میونگ دردت نگرفت که
&نه
هوپی. می‌دونستی تو خیلی شجاعی
-اره دقیقا همینطوره
&ممنونم(می‌خنده)
^اقای کیم بفرمایید داخل
-بلند شو بریم خوشگلم
&باشه
÷خوب آقای کیم باید بهتون بگم که ایشون کم خونی شدید دارن و رژیم غذایی شون هم مشکل داره
-این یعنی چی خطرناکه
÷اگه قرصاشون رو مرتب مصرف کنن نه
-یعنی درمان میشه
÷صد درصد فقط یه چیزی که از قرص و غذای مناسبم مهمتره اینه که از ترس و استرس دور باشن آقای کیم توی این سن با همچین شرایطی استرس برای خواهران مثل سم میمونه
-بله متوجه هستم
÷خوب دیگه میتونید برین فقط حتما این قرصارو تهیه کنید و بهش بدین
-چشم ممنونم
(تو ماشین)
کوک. تهیونگ دیدی الکی نگران بودی
-اره خداروشکر فرشته کوچولوم چیزیش نیست اما باید به داداشش قول بده که قرصاش رو سر موقع مصرف کنه و خوب غذا بخوره باشه
&چشم قول میدم
نامی. تو چقدر شیرینی آخه (صورتشو نوازش می‌کنه)
یونگی. خوب مارو بزار خونه ی من امشب رو هممون می‌خوایم اونجا باشیم
-چرا بیاین خونه ی ما دیگه
جین. نه خیلی وقته اونجا نرفتیم
جیمین. اره امشب بریم اونجا
-خیلی خوب باشه اسرار نمیکنم
(تهیونگ اونا رو رسوند خونه ی شوگا و تک به تک از میونگ تهیونگ خداحافظی کردن و رفتن )
-خوب داداشی من میرم دارو هاتو بگیرم باشه
&باشه
-خوب من اومدم بریم دیگه
(تو خونه)



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵۳)

#میکاپ_آرتیست_من

پارت. 30

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

دیدار باتو (پارت ۵)

سلام به همگی خوب هستین امیدوارم خوب باشین خوب بچه ها من این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط