رمان جونگ کوک{ زندگی دوباره} پارت ۲۶

× با میا به سمت خونه رفتیم تو راه خیلی ذوق داشتم که سریع تر به کوک بگم
ویو بعد از رسیدن به خونه:
= ات ات بدو بدو تزئینات رو شروع کنیم
× باشه باشه
× با میا شروع کردیم برای تزئینات خونه خیلی خوشکل شده بود کوک حتما عاشقش میشه
= عالییییییی شدددددد
× خیلییییی( ذوق )
= کی کوک میاد
× باید الان بیاد دیگه
=واییییییییییی ات
× چی شده
= به اجوما نگفتیم
× وای من یادم رفت
= خوب بیا بریم
× اجوما توی این یک ماه خیلی کمکم می‌کرد وقتی کوک منو تنبیه می‌کرد اون مراقبم بود مثل مادر نداشتم بود خیلی دوستش داشتم پیش اجوما رفتیم تا بهش بگم
×( میپره جلو اجوما )
اجوما: واییی ترسوندی منو
× وای ببخشید
= ات بگو دیگه
× چی آها خوب اجوما راستش
= ات حاملس
× میاااااا گفتم خودمم میگم
اجوما: ات واقعا حامله هستی
× ارههههه
= تازه یک ماهشه
اجوما: واسه همین خونه رو تزئین کردید که به ..
× کوک بگم ( خنده)
اجوما: خوب پس‌ ارباب الان میاد
× آر.....
تق تق تق ( صدای دره)
= کوک اومد
× بریم میا کیک رو بردار
= نه نه بزار بیاد داخل یخچال ببینه ذوق کنه
× اره بریم
× رفتم درو باز کردم که سوهی با خنده وارد خونه شد
× تو اینج.....
×داشتم به سوهی میگفتم تو اینجا چیکار میکنی که پدر بزرگ کوک و خودت کوک اومدن خونه
× شما دوتا اینجا چیکار میکنید
€ برای خونه نوم باید از تو اجازه بگیرم ( خنده بلند)
× چی‌ میخواید
€ کوک براش بگو
× چی‌ بگی
_......
€ خودمم میگم( خنده شيطاني ) خوب کوچولو وقته مردن هست
× چی میگی
€ واقعا فکر کردی کوک تو رو دوست داره نه کوچولو تو یک بازیچه بیشتر نبودی
× کوک چی میگه.
€ کوک بهش بگو دیگه چرا نمیگی
٪ دختره احمق تو بازیچه بودی بفهمم کوک عاشقت نبوده
× نه امکان نداره کوک خودت گفتی عاشمی دوستم داری کنارم میمونی بگو دروغه ( گریه)
€ بگو کوک
_ من دوستت ندارم( سرد )
× دنیا رو سرم خراب شده بود افتادم زمین شروع کردم به گریه کردن میا و اجوما اومدن سمتم دل داریم می‌دادند ولی آروم نمی‌شدم
= تو چی میگی تو عاشق ات بودییی میفهمی اشغال
€ خفه شو دختره ضعیف
× کو‌ک به پدربزرگت بگو چرا چراااااا لعنتی من که عاشقت بودم کوکککک( عربده)
€ دختره بیشور سر پسر من داد میزنی ( میزنه تو گوش ات و ات رو پرت میکنه زمین)
×داشتم داد میزدم که پدر بزرگش زد تو گوشم و منو با پاش انداخت زمین
_ من تورو دوست ندارم بفهم ( سرد با کمی بغض)
× کوکک این دروغه نههه
٪ خفه شو
€ ( تفنگ رو در میاره)
اجوما: میخوای چیکار کنی
€ میخوام نوم بکشتش تا باورش شه که هيچ وقت دوستش نداشته
= مردکه چی میگی
€ کوک تفنگ رو بگیره و خودت کارشو تموم کن
_ ( تفنگ رو میگیره و نزدیک ات میشه)
× باورم نمیشه تو اون کوک که من میشناسم نیستی
€ آخرین حرفت رو بزن
× کوک دوستت داشتم ولی با احساساتم بازی کردی تو تنها یک نفر رو نمیکشی دو نفر رو میکشی
_ چی میگی ات( بغض)
× دوستت دارم بانی من
€ بکشش
_ من نمی کشمش( بغض)
€ خودمم میکشمش
= نکن
× دوستت دارم ( تمام )
_ اتتتتتتتتتت بلند شو ( گریه)
€ بندازینش جلو سگا
_ من نمیزارم اون تمام زندگیمه ( میره سمت ات تا بلندش کنه) بیاید کمک ببرمش بیمارستان
€ بندازینش جلوووو سگا گفتم ( عربده)
_ نهه( بادیگارد ها کوک رو از ات جدا میکنن ) اتتتتتتتتتت بلند شووو اتت( گریهه)
€ کوک رو بیارید اون دختره هم بندازینش جلو سگ
_ اتتتتتتتتتت همه زندگیمی بیدار شو ( بیهوش میشه )


ادامه دارد 🌠🤧

خوب این قسمت بعد تموم شد میدونم میدونم ولی ادامه دارد بنظرتون پارت بعد چه اتفاقی میفته خیلی ممنون که تا آخر بودید منتظر باشید شرط هارو برسونید 💗🎀

شرط ها:‌💗
۲۰ لایک 🎀
۲۰ کامنت‌💗
۲ فالو🎀
دیدگاه ها (۶۳)

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

{عشق بی پایان}پارت:۳ات بغض کرد+چرا میخندی؟(بغض)_ببخشید برو ا...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

مربی موتور سوار

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#برادر ناتنی من

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط