my mafia

پارت: ۳۲

*به خودم قول دادم دیگه این انگشتر رو از تو گاوصندوق در نیارم اما امروز باعث شد تصمیمم عوض بشه....از این به بعد این مال توعه....حواست باشه که ازش خوب نگهداری کنی این اژدهای وسط انگشتر نماد خانواده جئونه هر کس این انگشتر رو ببینه متوجه ارتباط نزدیک با ما میشه.....بهم قول بده مثل من اینو نسل به نسل به یکی از دختر ها یا عروس های خاندان جئون بدی
+حتما....بهتون قول میدم
*خب این چند وقته چیکار میکردین؟
+خب چند روزیه که خونه‌ی کوک میمونم و روال روزانه ام سرجاشه میرم سرکار و میام خانم بزرگ
* مادربزرگ صدام کن.....کجا کار میکنی؟
+چندتا کار پاره وقت دارم....ولی بیشتر وقتم رو تو بار کار میکنم همونجا با کوک آشنا شدم
*درمورد آشناییتون بگو
+من تو بار کار میکنم و یه شب کوک و میا و ته اومده بودن و اونجا همو دیدیم بعد اینکه رفتم خونه و کوک اومد پیشم و اینم آشناییمون بود
*اوه ممنون بخاطر چیزایی که گفتی بیا بریم پایین
+بله حتما
(رفتن پایین)
-تنهایی بدون من خوش گذشت؟
*حسود
+آره خیلی خوش گذشت......مگه نه مادربزرگ؟
*آره.....معلومه
-مادربزرگ!!!!
+(خنده)
<خانم بزرگ غذا حاضره
*بریم سر میز
-من نمیام.....من باهانون کاملا قهرم
+بیا دیگه بدو
-فقط بخاطر غذا!!!!
*باشه بیا دیگه
دیدگاه ها (۱)

#پارت_4من (با لبخند کمرنگ): «دیگه دیر نمی‌کنی؟»کوک خندید و م...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

THE DARK SHADOWS

‌ 💜 : تهیونگ، حتماً بیا ایران.. کباب و بریانی مال ایرانن! ...

رمان : رفتار سرد

پارت پنج

P10 .PRISAN MAFIA.

سلاااام نوه‌هایه قشنگم 💕✨️( خاله به دلیل بالا رفتن سن دیگه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط