پارت ۹
پارت ۹
ویو کای
امشب توی عمارت بابای ات مهمونی گرفته شده من دعوت نیستم اما میرم به هر حال مهمونی بدون من نمیشه یه لباس شیک پوشیدم موهامو درست کردم عطر تلخی که ات دوست داشتو زدم سوار ماشینم شدم بعد یه ربع رسیدم داخل مهمونی شدم شلوغ بود
ویو جیمین
منو ات داشتیم با مهمون ها صحبت میکردیم که دیدم اون؟ اون کای نیست وایی باز میخواد چیکار کنه
جیمین: ات
ات: بله؟
جیمین: اون کای نیست؟
ات: چی؟ وایسا ببینم...اون اینجا چیکار میکنه
جیمین: نمیدونم
ات: من برم پیشش
جیمین: منم باهات میام
ات: نه جیمین ببین....
جیمین: حرف نباشه
ات و جیمین رفتن سمت کای
کای: به به ببین کیا اومدن عشقم؟ چطوری؟ خوشگل شدی اما لباست باز نیست؟
جیمین: تو تصمیم میگیری چی بپوشه چی نپوشه؟
کای: آره چون من کسیم که دوسش داره
جیمین: رو مخ عوضی
ات: بسه بسه کای اینجا چیکار میکنی؟
کای: عشقم اینه استقبالت؟ واقعا که انتظار نداشتم بعدشم هیچ جایی بدون من صفا نداره میدونی که
ات: کای برو لطفا اگر یه ذره به فکر منی و نمیخوای ابروم بره برو
کای: ببخشید یه لحظه متوجه نشدم یعنی من دارم ابروی تورو میبرم؟
جیمین: معلوم نیست؟
کای: ساکت شو(عصبی)
ات: تمومش کن
کای: من نمیرم این یک دو دیگه همچین لباس هایی نمیپوشی سه الان فعلا میرم یه گوشه میشینم تا ببینم چی میشه فعلا
کای رفت
ات: هوووففف روانی شدم روانی
جیمین: ات آروم باش لطفا
نیم ساعت بعد
بابای ات خواست بره سخن رانی کنه میکروفن رو برداشت
جونگ: سلام به همگی شب خوش ممنونم که توی این مهمونی شرکت کردین و رومو زمین ننداختید و دعوت من رو قبول کردید این مهمونی برای شراکت جدیدمون با آقای پارک و پسرش پارک جیمین بود که واقعا باعث افتخاره که با ایشون و پسر محترمشون شراکت میکنیم امیدوارم که با این همکاری به جای بالایی برسیم ممنون که اومدید
کای: آقای جونگ یه لحظه میکروفن رو خاموش نکنید من میخوام چند کلام صحبت کنم
ات: کایییی چی میگی؟؟
جیمین: یا حضرت عباس
کای میکروفن رو گرفت و گفت
سلام به همگی من هیونینگ کای پسر هیونینگ سوبان هستم درسته همون تاجر معروف کره اینا رو بیخیال من دوست پسر لی ات هستم خیلی همو دوست داریم من با اینکه با این شراکت بین خاندان پارک و لی موافق نیستم اما تبریک میگم حالا موضوع اصلی....
ات: کای تمومش کن بیا پایین
کای: عشقم یه لحظه من دارم صحبت میکنم خب از جایی که منو ات خیلی همو دوست داریم من امشب توی این شب مهم یه سوپرایز براش دارم دوستان ممنون میشم همکاری کنید
ات: چی داری میگی؟ چه سوپرایزی؟
کای:....
اسلاید دوم لباس ات اسلاید سوم لباس دونگ ووک چهارم جیمین پنجم کای
شرایط پارت بعد
۴۰لایک
۱۲کامنت
ویو کای
امشب توی عمارت بابای ات مهمونی گرفته شده من دعوت نیستم اما میرم به هر حال مهمونی بدون من نمیشه یه لباس شیک پوشیدم موهامو درست کردم عطر تلخی که ات دوست داشتو زدم سوار ماشینم شدم بعد یه ربع رسیدم داخل مهمونی شدم شلوغ بود
ویو جیمین
منو ات داشتیم با مهمون ها صحبت میکردیم که دیدم اون؟ اون کای نیست وایی باز میخواد چیکار کنه
جیمین: ات
ات: بله؟
جیمین: اون کای نیست؟
ات: چی؟ وایسا ببینم...اون اینجا چیکار میکنه
جیمین: نمیدونم
ات: من برم پیشش
جیمین: منم باهات میام
ات: نه جیمین ببین....
جیمین: حرف نباشه
ات و جیمین رفتن سمت کای
کای: به به ببین کیا اومدن عشقم؟ چطوری؟ خوشگل شدی اما لباست باز نیست؟
جیمین: تو تصمیم میگیری چی بپوشه چی نپوشه؟
کای: آره چون من کسیم که دوسش داره
جیمین: رو مخ عوضی
ات: بسه بسه کای اینجا چیکار میکنی؟
کای: عشقم اینه استقبالت؟ واقعا که انتظار نداشتم بعدشم هیچ جایی بدون من صفا نداره میدونی که
ات: کای برو لطفا اگر یه ذره به فکر منی و نمیخوای ابروم بره برو
کای: ببخشید یه لحظه متوجه نشدم یعنی من دارم ابروی تورو میبرم؟
جیمین: معلوم نیست؟
کای: ساکت شو(عصبی)
ات: تمومش کن
کای: من نمیرم این یک دو دیگه همچین لباس هایی نمیپوشی سه الان فعلا میرم یه گوشه میشینم تا ببینم چی میشه فعلا
کای رفت
ات: هوووففف روانی شدم روانی
جیمین: ات آروم باش لطفا
نیم ساعت بعد
بابای ات خواست بره سخن رانی کنه میکروفن رو برداشت
جونگ: سلام به همگی شب خوش ممنونم که توی این مهمونی شرکت کردین و رومو زمین ننداختید و دعوت من رو قبول کردید این مهمونی برای شراکت جدیدمون با آقای پارک و پسرش پارک جیمین بود که واقعا باعث افتخاره که با ایشون و پسر محترمشون شراکت میکنیم امیدوارم که با این همکاری به جای بالایی برسیم ممنون که اومدید
کای: آقای جونگ یه لحظه میکروفن رو خاموش نکنید من میخوام چند کلام صحبت کنم
ات: کایییی چی میگی؟؟
جیمین: یا حضرت عباس
کای میکروفن رو گرفت و گفت
سلام به همگی من هیونینگ کای پسر هیونینگ سوبان هستم درسته همون تاجر معروف کره اینا رو بیخیال من دوست پسر لی ات هستم خیلی همو دوست داریم من با اینکه با این شراکت بین خاندان پارک و لی موافق نیستم اما تبریک میگم حالا موضوع اصلی....
ات: کای تمومش کن بیا پایین
کای: عشقم یه لحظه من دارم صحبت میکنم خب از جایی که منو ات خیلی همو دوست داریم من امشب توی این شب مهم یه سوپرایز براش دارم دوستان ممنون میشم همکاری کنید
ات: چی داری میگی؟ چه سوپرایزی؟
کای:....
اسلاید دوم لباس ات اسلاید سوم لباس دونگ ووک چهارم جیمین پنجم کای
شرایط پارت بعد
۴۰لایک
۱۲کامنت
- ۳۲.۲k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط