دو ماه سفید پارت 22

ات: فینننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
کوک: اه بسه دیگه پر صورتم کردی( واییی من پشت گوشی روده ر شدمم)
ات: (خندهه)
ات: کوک(ظلوم)
کوک:هوم؟
ات:بزار برم دیگه (ناراحت)(ناراخت الکیااا)( یاح یاح یاح)
کوک: وکی برو برام صبحونه درس کن
ات:پاشدم رفتم جلوی در ......
ات: بخاطر این میگم خنگولی خوب همش ایسگات کردم(یاح یاح یاح)
کوک: پس ک اینطور( اروم اومد بلند بشه)
ات: الفراررررررررررررر( بدو بدو رفت از اتاق بیرون کوکم پشت سرش ات پله ها رو دوتا یکی طی میکرد جوری بود ک کوک میگفت مواظب جلوت باش نیوفتی
کوک خواست اخریم جملشو بگه که اته از سه تا پله اول افتاد کوک ک مث چی ترسیده بود رفت سراغ ات
کوک:ات اتت اتتت(نگرانن)
ات:پخخخ(خندههههه)
کوک: اییی درد نیگیری ههی(از ترس افتاد رو زمین)
ات: حیحیی بچه کوچولو الان تویی مرد گنده(خندهههه)
کوک:بچه کوچولو بخوره تو سرتت از تخم بردیمم
ات: حیحی مگه تو تخم داری( غش غش میخنده)
کوک: یهو کوک مث جت اومد رو ات
کوک: میخوای نشونت بدم(خنده شیطنت امیز)
ات: هی کوک واقعا الان ب این نتیجه رسیدم خیلی گون خوردم (خنده چون نمیدونست چطور در بره)
کوک: عزیزم تو همیشه اینطوری(خنده شیطنت)
ات: عع پس باشه اصلا من قهرم فک میکردم تو ادمی میتونم باهات شوخی کنم( روش اونطرفههه)
کوک:ایی نگا نگا این بچه کوچولو ( خندهه)
.......................................................................................
دیدگاه ها (۳۲)

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

پارت ۸کوک: من عاشقتم بشررررر(چقدر...عیووو😂🤣)و همو بغل کردیم....

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۴| پیام صبحگاهی م...

رمان :{تا وقتی که عاشقت شدم }

تکپارتی‌ &کوک&وقتی:``همش‌ توی‌ خونه‌‌ای و‌ نمیزاره....``پیشن...

شاگرد لوس منپارت 25با نهایت سرعت به طرف اتاق بهداشت که سالن ...

قسمت سوم: جلسه‌ی اضطراری برای خوشحال کردن توعصر، وقتی بالاخر...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت سوم: ورودِ نقاب‌دار و نگاه‌های خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط