part 9

part 9
شکیب#

من رسیدم کافه دیدم فریال از در اومد داخل تا منو دید اومد پرید بغلم
ش. دورت بگردم دلم برات تنگ شده بود
ف. منم دلم برات تنگیده بود (🙄)
بعد نشستیم یکم که گذشت دوس فریال نازی اومد قبلن نازیو تو مهمونی دیده بودم
نـ.سلااااامممممم
شـ.سلام
ف.واییی سلام دلم برات تنگولیده بود (ابالفضل چه طرز حرف زدنه تنگولیده یعنی چی😐💔)
بلند شدن کلی همو بغل کردن تو این فاصله مبین اومد از در بیاد داخل مستقیم با سر رفت تو. در شیشه ای😐😑😂 همه داشتن بش. میخندیدن که از رو زمین بلند شد اومد داخل صورتش از عصبانیت قرمز شده بود من بزور جلو خندمو گرفته بودم که دیگه. نتونستم تحمل کنم
شـ. جررررررررر 🤣🤣🤣🤣
مـ. درد گاو بیتربیت😑😐
ک یهو چشمش به نازی خورد و گف
مـ. معرفی نمیکنی؟
شـ. نازی مبین مبین نازی
نـ. از اشناییتون خوشبختم
م. ولی من بدبختم 😐😂ببخشید منم خوشبختم
مراستی طاها کو؟
نـ. فریال رها کی. میاد؟
شـ. یکم دیگه میرسه
**********
طاها#
داشتم میرفتم سمت کافه که تصادف کردم اخه که به این گواهینامه داده پیاده شدم که اونم پیاده شد اوف این. که زنه😑
رها#
هوییی زدی ماشینمو داغون کردی یابو علفی 😡
طـ. تو زدی به من بعد من ماشینتو داغون کردم هه خوبه والا😑
ر. برو بابا معلوم نی کدوم خری بت گواهینامه داده

طاها#
اینو گف سوار ماشین شد و رف 😐
منم سوار شدمو. راه افتادم
رها#
رسیدم کافه رفتم داخل ب بقیه سلام کردم

فریال#
رها چرا انقد عصبیی😐
ر. هیچ تو. راه با یه گاو. تصادف کردم 😑 اینو گفت و سرشو گذاشت رو میز که دیدم طاها اومد

طاها#
رسیدم رفتم داخل که بچه ها رو. دیدم نازیو خو میشناسم اما اون دختره کیه رفتم سمتشون
ف. سلام چطوری طاها
اینو گفت دختره سرشو اورد بالا اینکه😡😳

رها#
سرمو اوردم بالا دیدم همون خریه که باش تصادف کردم اونم تا منو دید عصبی شد
شکیب#
وا اینا چشونه
ک. یهو. همزمان گفتن

ر. ط. تو اینجا چیکار میکنی😡 (تلپاتی تونو عشق اس😐😂😐😂)
شـ. مگه همو میشناسین
ر. اره همون گاوی که باش تصادف کردم ایشونه 😑
طـ. من گاومممممم😑😐 تو زدی به من بعد من گاوم
فـ. بسهههههههه( با جیغ) یا علی😐😳😐
ر.طـ.🤐
طاهام نشست همه سفارش دادن
خلاصه خوردیم این دوتا کل کل کردن که یهو رها گف خوب دیگه من باید برم
ف.میموندی حالا
ر.ن من باید برم کار دارم میبینمتون فعلا
#رها# دارم برات اقا طاها😈
بنظرتون چیکار میکنه کامنت کنید تا پارت بعدیو بزارم
سی یو لیدر😂♥️
دیدگاه ها (۱۳)

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

bts8

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ🔪💔ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط