حسّ خوبیست در آغوش خودت پیر شوم

حسّ خوبیست در آغوش خودت پیر شوم
اینکه یک عمر به دستان تو زنجیر شوم .

آسمانم شوی و تا به سرم زد بپرم
با نگاه پُر از احساس تو درگیر شوم .

حسّ خوبیست نفسهای تو را لمس کنم
آنقدَر سیر ببوسم نکند سیر شوم؟

درد اگر از تو به اعماق وجودم برسد
حاضرم دم نزنم تا که زمینگیر شوم .

باید ابراز کنم نیت رویایم را
باید از زاویه ی شعر تو تفسیر شوم .

یک غزل باشم و تا مرز جنونت ببرم
پر از آرایه و اندیشه و تصویر شوم .

اولین تارِ سفید سر من را دیدی
حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوم
#صنم_نافع
دیدگاه ها (۱)

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

My lovely neighbor part : 83

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

My lovely neighbor part : 72

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط