یه لحظه هایی هم هست

یه لحظه هایی هم هست
دوس داری جهان خالی باشه! خالیه خالی
هیشکی توش نباشه غیر از خودت!
سرتو به سمت آسمان بگیری
دستاتو باز کنی
و از ته دل داد بزنی
تا زور داری
تا بلکه خالی شی...
بغضتو رها کنی!! نذاری دیگه خفت کنه
نترسی که کسی ببینه
بهت انگ دیوونه بودن بزنه
دیگه خودتو از خودت پنهون نکنی
وقتی داره درد خفت میکنه الکی نخندی
یه لحظه های مث امروز مث حالا...

#هادی_سالمی
دیدگاه ها (۲)

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

اینهمه وقت رو هدر دادی هیچ 🥲🖤اینهمه کتاب خریدی و هزینه کلاس ...

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت پانزدهمیونا با دست‌های لرزون به ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»از صبح چند بار گوشیم رو برداشتم که به کوک...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 20چند روز بعد رینا داشت اتاقش رو مرتب می‌کرد ...

پشت نقاب عشق💗وقتی جونگ‌کوک و ا.ت به عمارت رسیدن، هوا تاریک ش...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط