دستانم را در دستانت

دستانم را در دستانت
محکم تر بگیر ...
اگر خواستم جایی دور از تو بروم
به من این اجازه را نده ؛
شاید می خواهم امتحان کنم
نگرانم می شوی یا نه ؛
تمام حواست را
فقط جمع من کن ؛
من از گم شدن های
بی حواس تو
نسبت به خودم ،
خیلی ،
می ترسم ...
دستانم را هیچ وقت رها نکن
حتی زمانی که قصدم
گم شدن در
آغوشت است ....
دوستت دارم آریا......
دیدگاه ها (۵)

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 30 | پایانشش سال بعد... 🤍لینو توی آ...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

عنوان: فقط مال منی؟تهکوک | حسادت، عاشقانه 💜تهیونگ از وقتی جو...

dark life = 38

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط