چادر من !!!! توبا من بزرگ شدی!

چادر من !!!! توبا من بزرگ شدی!

با من زیر باران ماندی و خیس شدیـ

با من قد کشیدیـ    تغییر کردیـ   

رنگ مشکی ات زیر نور آفتاب رنگ باخت تا رنگ از زندگی ام نبازد 

تو با من بزرگ شدیـ .. 

چادر مشکی ام از در و دیوار شهر خاکی می شودـ ..

از نگاه های طعنه آمیز خاکی می شود !

از حرف های سیاه خاکی می شود !

گاهی چادرم را خودم خاکی می کنم!

چادرم را می شویم تا غبار شهر را از رویش پاک کنمـ

تا سنگینی نگاه ها را پاک کنمـ ..
دیدگاه ها (۱۰)

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

پارت اول._*بی گناهان*_

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

{محکوم به لمس } part ۵ 杂交种 در میان یه شب تاریک و دلگیر با ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط