کاش دنیا جادویی بود و خدا گاهی وقت‌ ها

کاش دنیا جادویی بود و خدا گاهی وقت‌ ها
یه میکروفون به دست می‌ گرفت و بعد
از اینکه صداش رو صاف می‌ کرد بلند می‌ گفت
من دارم همه‌ تون رو می‌ بینم و حواسم بهتون هست
شمایی که داری لبخند می‌ زنی لطفا همیشه همین‌طور لبخند بزن
حتم دارم می‌ دونی چقدر زیباست
تو آره عزیزم خود تو چند شبه داری یواشکی گریه می‌ کنی
امشب بیا بغلم و وقتی آروم شدی بهم بگو چی شده
آره من خودم می‌ دونم اما این رو هم می‌ دونم
که دلت می‌ خواد بهم بگی پس بیا
و شما خود شما حواسم بود چطور دل شکستی
صدای شکستنش رو شنیدی؟! حتما نه اما من شنیدم
و حتما باهات جدی برخورد می‌ کنم چطوری خب
صدای شکستن اون دل رو برات پخش می‌ کنم
اون‌ وقت خودت همه چی دستگیرت می‌ شه
و شما ممنون که بی دریغ مهربونی واقعی مهربونی
و باید این رو بگم که همون‌ قدر که از خلق کردن
تعدادی‌ تون خوشحال و راضی‌ ام از خلق کردن
تعدادی دیگه‌ تون غم به دلمه کاش غم نباشید به دلم
آره #کاش_دنیا_جادویی بود و #خدا گاهی بلند بلند باهامون حرف می‌ زد.

#ناشناس
دیدگاه ها (۱)

پارت 78ات با ناباوری به عکس خیره شده بود.ـ این امکان نداره.....

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۳ روزها گذشت.مشتری ناشناس تقریباً هر دو...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

part 5

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

the lost leaves/رمان جیمین

لبخند قاتلپارت⁴⁴ویو جونگ‌کوکبارون آروم روی شیشه ماشین می‌خور...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

Do I love him, or do I hate him?P:¹³وقت رفتن بود واسه آخرین ...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط