عشق شیرین
عشق شیرین
پارت10
آقای کیم اومد و پرونده رو گرفت و برد ولی اون دختر بچه ذهن منو خیلی درگیر کرده بود
ریوجین:خب آبجی کوچولو چیکار کنیم؟
سوجین:هوم نمیدونم بریم بیرون
ریوجین:ن حوصلشو ندارم
سوجین:ایشششش عوضی
ریوجین:بیا جرعت حقیقت بازی کنیم
سوجین:باش ولی دونفره ک حال نمیده بزا بگم جی وو هم بیاد
ریوجین:باش
جی وو ویو😐
داشتم اتاقمو مرتب میکردم ک گوشیم زنگ خورد
سوجین:الو گاو اعظم
جی وو:چیه
سوجین:بیا خونمون کسی نیس منو خواهرم حوصلمون سر رفته
جی وو:خبببب باشه میام
سوجین:آفرین زود باش
جی وو:خب فعلا
سوجین:فعلا
قط کرد
پایان جی وو ویو😐
سوجین:خب گف الان میاد
ریوجین:اوم باش
خیلی طول نکشید ک در زدن
جی وو بود اومد و یکم زر زدیم و بعد شروع کردیم جرعت حقیقت بازی کردن
سوجین:خببب رو جی وو ریوجین افتاد
جی وو:اوم من باید سوال بپرسم
جرعت یا حقیقت؟
ریوجین:حقیقت
جی وو:میدونم ک تاحالا ب سوجین دروغ گفتی ولی اون چی بوده؟
ریوجین:اوممممم اینکه خیلی خوشگله
سوجین:هیییی عوضی خودت زشتی خیلم خوشگلم
جی وو: خب بیاین ادامه بدیم
من چرخوندم این دفعه افتاد رو منو جی وو من باید میپرسیدم
سوجین:جرعت یا حقیقت؟
جی وو:جرعت
سوجین: خب خوبه زنگ بزن ب پارک جونگ وو و بگو ازش خوشت میاد و باهات قرار بزاره
جی وو:لعنتی مگ دیوونم همچین کاری کنم
سوجین:بازیه دیگ باید انجام بدی
جی وو:خیلی خب باش
جی وو زنگ زد ب جونگ وو....
پارت10
آقای کیم اومد و پرونده رو گرفت و برد ولی اون دختر بچه ذهن منو خیلی درگیر کرده بود
ریوجین:خب آبجی کوچولو چیکار کنیم؟
سوجین:هوم نمیدونم بریم بیرون
ریوجین:ن حوصلشو ندارم
سوجین:ایشششش عوضی
ریوجین:بیا جرعت حقیقت بازی کنیم
سوجین:باش ولی دونفره ک حال نمیده بزا بگم جی وو هم بیاد
ریوجین:باش
جی وو ویو😐
داشتم اتاقمو مرتب میکردم ک گوشیم زنگ خورد
سوجین:الو گاو اعظم
جی وو:چیه
سوجین:بیا خونمون کسی نیس منو خواهرم حوصلمون سر رفته
جی وو:خبببب باشه میام
سوجین:آفرین زود باش
جی وو:خب فعلا
سوجین:فعلا
قط کرد
پایان جی وو ویو😐
سوجین:خب گف الان میاد
ریوجین:اوم باش
خیلی طول نکشید ک در زدن
جی وو بود اومد و یکم زر زدیم و بعد شروع کردیم جرعت حقیقت بازی کردن
سوجین:خببب رو جی وو ریوجین افتاد
جی وو:اوم من باید سوال بپرسم
جرعت یا حقیقت؟
ریوجین:حقیقت
جی وو:میدونم ک تاحالا ب سوجین دروغ گفتی ولی اون چی بوده؟
ریوجین:اوممممم اینکه خیلی خوشگله
سوجین:هیییی عوضی خودت زشتی خیلم خوشگلم
جی وو: خب بیاین ادامه بدیم
من چرخوندم این دفعه افتاد رو منو جی وو من باید میپرسیدم
سوجین:جرعت یا حقیقت؟
جی وو:جرعت
سوجین: خب خوبه زنگ بزن ب پارک جونگ وو و بگو ازش خوشت میاد و باهات قرار بزاره
جی وو:لعنتی مگ دیوونم همچین کاری کنم
سوجین:بازیه دیگ باید انجام بدی
جی وو:خیلی خب باش
جی وو زنگ زد ب جونگ وو....
- ۹.۲k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط