رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )

رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )
) علامت خانم جعون م ک*
م.ک . سلام عروسه گلم خوش آمدی سلام پسرم)
پ.ک سلام پسرم سلام خانم خونه


بچه ها پ.ک یعنی بابای کوک

ات. سلام پدر جون سلام مادر جون
کوک. سلام مامان!
کوک. سلام بابا!
م.ک بفرمائید
ات. وای مادر جون اینجا چیه خوشگله
مک. مرسی عزیزم قابل
ندار
کوک. مامان
م.ک جان پسرم
کوک. فردا قراره بریم ماموریت ازت می خوام مراقب ات باشی
م.ک باشه پسرم حتما
کوک. مرسی مامان
ذهن کوک* رفتم پیش بابام نشستم باهاش درمورد ماموریت صحبت میکردم
ساعت ۱۲
شب من و ات روی تخت دراز کشیده بودیم دلم نمیاد دختر کوچولو ام رو تنها بزارم پس بغلش کردم پیش خودم خوابودن

ساعت ۸ صبح
ات. انقدر گریه کرده بودم که چشام پوف کرده رفت پیش جونگ کوک
ات. کوک خواهش میکنم یک روز دیگه برو هق هق هق هق
کوک. عشقم‌منو رفتنی ناراحت نکن
ات. کوک خیلی بدی .بغض سگی.
..................
خب بچه ها دیگه بسه تون هست . بازم میزارم منتظر باشید بای👐👋
دیدگاه ها (۰)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط