{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم یک غروب سرد سرد

یاد دارم یک غروب سرد سرد
میگذشت از کوچه ما دوره گرد؛
دوره گردم کهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول سال است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوش ما را برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی درنگ بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید؟
دیدگاه ها (۳۷)

...

پاییز را دیدی؟!آنان که رنگ عوض کردند، افتادند!یادمان باشد،مح...

به خاطر بسپار "- زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.-زندگ...

پدرم دلواپسِ آینده‌ی خواهرم است، اما حتی یک‌بار هم اتفاق نیف...

یاد دارم یک غروب سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد؛دوره گرد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد....میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ها ، دوره گردداد می...

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ، داد...

یاد دارم در غروبی ســــرد ســــــرد... میگــذشت از کوچـــــ...

یاد دارم در غروبی سرد، سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد. داد م...

به بهانه ...یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره ...

در غروبی سردِ سردمیگذشت از کوچهء ما دورگردداد میزد کهنه قالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط