شخصی از خدا دو چیز خواست

شخصی از خدا دو چیز خواست
یک گل و یک پروانه
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود
غمگین شد. با خود اندیشید
شاید خداوند من را دوست ندارد
و به من توجهی ندارد
چند روز گذشت
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد
و آن کرم تبدیل به پروانه ای زیبا شد
اگر چیزی از خدا خواستید
و چیز دیگری دریافت کردید به او اعتماد کنید

خارهای امروز گل های فردایند !
دیدگاه ها (۱)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

واجب الهی امر به معروف و نهی از منکر فراموش شده!

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

Part:3💫کانوسا بیخیال افکارش شد و به جایی که قرار بود سیغه ی ...

شخصی از خدا دو چیز خواست...یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ب...

@Barfiشخصی از خدا دو چیز خواست:یک گل و یک پروانه اما چیزی که...

شخصی از خدا دو چیز خواست:یک گل و یک پروانه اما چیزی که به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط