{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بیست و یکم

پارت بیست و یکم

از اتاق رفت بیرون درم پشت سرش بست اوف حالا این

چیکارم داره خودم کم اعصابم خورده...

لباسمو عوض کردم رفتم دستو صورتمو شستم اومدم

بیرون...

رفتم سمت اتاق آرمان در اتاقشو زدم ک صداش اومد..

_بیا داخل..

رفتم تو اتاقش دیدم کنار تخت ایستاده یه جعبه هم

رو تخت هست چ خوشکله البته ب ما چه مبارک

صاحبش باشه ...😏 😏

_بعله چیکارم داری..😏

_حالا چرا اعصاب نداری...😂

پسره بیشعور شیطونه میگه بزنم لهش کنم ...

_توقع داری خوشحال باشم امروز عروسی بهترین

دوستمه اونوقت من تو خونه هستم ...😢

_کی گفته تو قراره تو خونه بمونی...😉

_آرمان اذیتم نکن حوصله ندارما...😔

_باشه باوا حالا نزن مارو...😜

_میگم اعصاب ندارم تو سر ب سرم میزاری....😡

_چشاتو ببند ببینم ...😉

چی این پسره اول صبحی زده به سرش خدایا قول

میدم دیگه اذیت کسی نکنم کسیو مسخره نکنم

فقط این کاری ب من نداشته داشته..😭 😭

_نفس ...😂

_ها..بعله..😐

_کجایی باوا نیم ساعته صدات میزنم تو هپروتیا..😉 😉

_برو باوا تو چی میگی ...

_نکنه اثرات صبح هست ...😉 😉

_آره اثرات صبحه ک چی...

_باشه فهمیدم😂 😂 😂

چیو فهمید این چرا داره بهم میخنده واااااااااای تازه

فهمیدم منظور منحرفش چی بود اخه چرا من همش

باید جلو این سوتی بدم ..😭 😭

_نخیرم اثرات صبح نی منحرف بدرد نخور...😡 😡

_باش حالا..بعدم خودت منحرفی ب من چ با اون ذهن

خرابت ..😂 😂
دیدگاه ها (۲۳)

پارت بیست و دومحالا تو چشاتو ببند..😂 چشامو بستم فقط از خدام ...

😑 😉

اخه مگه داریم بهتر از تو رفیق😂 😂 😉 😉

نوش جونمون😋 😋 ب منم ربطی نداره دلتون لواشکخواست😂

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

#اونـ_مالـ_منهـ Part6تا اومدم کنترل بردارم سیاهییویو یونگیپس...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت ۴

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

پوچی بی انتها پارت ۳

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط