yasiiii80
۳۹
پسند
طناب را به گردنم انداختند
طناب را به گردنم انداختند
گفتند : آخرین آرزویت ؟
گفتم : دیدن عشــقم
گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته . . .
#yasi
دانلود
۲.۰k
۱۰ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۱۲۲
)
آخرین بازمانده از عشق
گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...
آخرین امیداین دستهای خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...
Rubble of Light :آوار نور
╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮ ♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡ پارت...
پارت ۱۰
پارت۵
I'm not jealous part 49اشکامو پاک کردم روی تختم دراز کشیدم م...
رمان لونا و ویلیام -قسمت آخربخش۲
وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۱روایت از زبان کایلی...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین