پارت ۷

الستور راه می‌رفت که...
واکس:وایسا که باهات کار دارم
الستور برگشت...
واکس حمله کرد و الستور هم حمله کرد...
الستور:اومدی انتقام بگیری باشه پس...
واکس:آره ببینم چطوری شکستم میدی!
الستور:هه تو هیچ وقط نمیبری!
واکس:عه
واکس از همه دور الستور رو زندانی کرد...
واکس:حالا چطوری فرار میکنی؟
الستور:ای گند
.
.
.
.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

اسم داستان: عشق دیرینه💗پارت: 6لوسین الستور در جنگل بودند و د...

ادامه پارت ۱۵ الستور: «مادرم... خودش را هیچ‌وقت در گردنبند ز...

اسم داستان: تاریکی درون لوسینپارت: 1لوسین داشت تو جهنم قدم م...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۹**نویسنده**ایزوکو داشت میرفت سمت کا...

در آغوش تو. پارت هفتم_بله میشه ولی این قدرت رو فقط یکبار میت...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۰نه به دیشب که از غ...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

ببخشید دیر شد قول میدم فعلا فقط پارت بدم💗دردسر های سه روزه (...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط