King or Queen 🖤✨️

King or Queen 🖤✨️

Part 4


هانول: راستی ایریس اقای جئون گفت بری دفترش باهات کار داره
ایریس: اونوقت چرا اینو باید به تو بگه؟
هانول: چون بنده منشی ایشون هستم
ایریس: منشی؟ بی خیال تو که تو بخش خدمات عمومی بودی
هانول: اره خب ولی این بهتره چون واقعا حوصله سر و کله زدن با ی مشت ادم بی شعور رو نداشتم ترجیح میدم منشی باشم تا تو اون بخش کار کنم
ایریس: باشه من برم ببینم چکارم داره
هانول: می بینمت امشب
ایریس: ؟؟؟
هانول: بچه ها ی مهمونی خوش امد گویی برای رئیس جئون ترتیب دادن امشب ساعت ۱۰ شب توی لانچ بار
ایریس: شت این بده
هانول: چرا؟
ایریس: این بار مال دوست داداشمه اگه بفهمه می کشتم ولی باشه میام امشب ، پس می بینمت
هانول: بای بای


( تق تق )
جونگ کوک: بله؟ ( سرد )
ایریس: می تونم بیام داخل؟
جونگ کوک: بیا تو
ایریس: با من کاری داشتید اقای جئون؟
جونگ کوک: درسته ، اینو بگیر و برای مصاحبه با همسر سابق ویز بهداشت چوی وو سان اماده شو
ایریس: ( اونقدرا هم که هانول می گفت جذاب نیست ولی خب قیافشم بد نیست ) بله چشم ، خداحاف



( زنگ خوردن گوشی ایریس )
ایریس: الو؟ سلام چطوری؟
وو یون: سلام رفیق چه خبرا؟ کم پیدایی
ایریس: بزار حدس بزنم ی گندی زدی و الانم کمک می خوای نه؟!
وو یون: دقیقا
ایریس: تف ، به خدا تورو باید بدم دست هانول حالت جا بیاد
وو یون: نه نهههه اصلا دلم نمی خواد بمیرم ، دور از شوخی ی سر بیا کافه روبه روی ساختمون باهات کار دارم.
ایریس: چشم بهم بزنی اومدم


شرط پارت بعد 🔔
لایک: ۱۰
کامنت: ۵
دیدگاه ها (۸)

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیا.ت: «کوکی… باید باهات حرف بز...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

فیک تهکوک وارث زار

مهمونی خطرناک پارت =11ویو ات:آسانسور در طبقه ۲۴ ام ایستاد و ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : two ویوی جونگ کوک :(بک آپ به پنج...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط