خون آشام ماه خونین!

خلاصه رمان:
در زمان های قدیم خون آشام هایی بودن که خون انسان هارو مینوشیدن.
ولی در زیر ماه خونین دختری به دنیا اومد به نام «آیامه»
در دنیا خون آشام ها طبق افسانه ها گفته شده:(خون آشامی که زیر ماه خونین و ماه آبی دنیا بیاد در آینده باعث دردسر و بدبختی خون آشام ها خواهد شد.)
خبر اینکه دختری زیر ماه خونین دنیا اومده مثل برق پخش شد هر کس نظری میداد یکی میگفت قربانیش کنیم یکی دیگه میگفت تا آخر عمرش زندانیش کنیم و....
همه از ماه خونین بدشون میومد. مخصوصا اون بچه (آیامه)
در آخر تصمیم گرفتن اون بچه رو داخل روستا کوچیک بذارن نه قربانی کنن نه زندانی چون فکر میکردن بعدا اتفاق های بدتری میوفته
این دختر توی ۱۶ سالگی با یه پسر آشنا میشه که اون نفرین ماه آبی رو داره و بعد تصمیم میگیرن افسانه هارو باهم نابود کنن نشون بدن بی گناه هستن...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ادامشو بگین میذارم براتون! ^_^
البته بهم نگید هم میذارمش چون از قبل نوشتمش
دیدگاه ها (۰)

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁶ویو جونکوک______جنگل تا...

رمان سوم پارت ششم 🥹࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی >> دا...

(✨امروز روزیه که جهان هستی نورانی شد و طعم خوشبختی رو چشید✨)...

آیا مدل تصرف " زمینی " که ماها ازش حرف می زنیم , همون مدل ام...

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

part68..عصر روز بعد بود و همه حیاط خونه خانم کیم رو آماده می...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط