{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#قمقمه‌اش هنوز آب داشت، نمی‌خورد..از سر کانال تا انتهای ک

#قمقمه‌اش هنوز آب داشت، نمی‌خورد..از سر کانال تا انتهای کانال می‌رفت و می‌آمد و #لب‌های بچه‌ها را با آب قمقمه‌اش تر می‌کرد..خودش‌ هم #ریگ گذاشته بود
توی دهانش تا #خشک نشود..
#شهید‌حسین‌خرازی

#قدس_خونبهایت #وفاء_لشهید_القدس #LoyaltoQudsMartyr #روز_قدس #القدس_لنا
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p34ویو ا.تاز صبح کنار د...

داستان .بعد از اینکه بالاخره همه آروم شدن، بطری دوباره چرخید. این بار جلوی نابی ایستاد. هینا: نابی!

🌟 روتین موی ملکه وونیونگ: چطور موهایی سالم، بلند و پرپشت داش...

dark life = 39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط