درخواستی: مینسونگ و ا.ت (تری.سام)
P2
مینهو: یااا ا.ت عشقم در رو باز کن... میدونی که بهت نیاز داریم
ا.ت: میدونم ولی خیلی خستم، واقعا امشب نمیتونم
مینهو: ا.ت توروخدا انقدر هورنی شدم نیای میرم جیسونگو میکنم
ا.ت: انقدر وضعت خرابه؟(خنده)
مینهو: یاااا ا.ت! همین الان بیا بیرون!(کلافه)
ا.ت: باشه باشه اومدم
چون میدونستی قراره به گا بری همونطوری اومدی بیرون حوله یا لباس پوشیدن فایده ای نداشت، و بالاخره تا ۳۰ ثانیه دیگه در میومد
مینهو گرفتت و پرتت کرد روی تخت و لباتو محکم میبوسید و روی گردنت مارک میذاشت
مینهو: جیسونگا چرا نمیای؟
همون موقع اومد و اون شروع کرد به درآوردن لباسات، اول شلوارتو کشید پایین و بعد شورتتو و نشست زمین و پاهاتو از هم باز کرد و شروع کرد به لیسیدن، تو داشتی همزمان از دوجا تحریک میشدی و این واقعا دیوونه کننده بود، دوتاشون لباساشون رو درآوردن و کان.دوم گذاشتن
جیسونگ اول کرد تو و شروع کرد به تلمبه زدن، همزمان مینهو هم دیکشو کرد توی دهنتو و مجبورت کرد واسش ساک بزنی، حالت داشت بهم میخورد و اونکارو دوست نداشتی، نمیدونستی چرا امشب انقدر دارن زیاده روی میکنن، جیسونگ خیلی محکم میکردت، مینهو موهاتو گرفته بود و نمیزاشت دیکشو در بیاری.
همون موقع بود که گوشیت زنگ خورد، همه چیز متوقف شد، ازت بیرون کشیدن و دیدی منیجرتون زنگ زده
مینهو گوشی رو گرفت و سایلنت کرد و واردت شد
جیسونگ: هیییی من داشتم میکردمش
مینهو جوابی نمیده، و محکم تر میکوبه، از درد گریه میکردی، خیلی ضربه هاش عمیق بود، قشنگ تا ته میرفت و برمیگشت، جیسونگ هم داشت محکم سینه هاتو میمکید، و یهو دستشو برد روی کلیتوریست و تو خیلی ناگهانی شدید لرزیدی، ناله هات چند برابر شد، داشتی همزمان از سه جا تحریک میشدی، بدنت نمیدونست باید به کدوم پاسخ بده، سیستم عصبیت داشت هنگ میکرد.
بعد از اینکه هر کدوم سه راند کردنت ولت کردن و گذاشتنت روی تخت و خودشونم کنارت خوابیدن، با جفتشون قهر بودی، چون اصلا نذاشتن حرفی بزنی و هر طور که دوست داشتن رفتار کردن، بهت احترامی نذاشتن.
از درد نمیتونستی بخوابی و فقط گریه میکردی، جیسونگ با صدای گریه هات بیدار شد
جیسونگ: چیشده عشقم؟ چرا گریه میکنی؟(نگران)
ا.ت: د... درد دارم(پلکاتو محکم به هم فشار دادی)
جیسونگ: اوه! یه لحظه صبر کن الان میام
و بعد بلند میشه و میره آشپزخونه، قرص میاره و بهت میده، بعدشم بغلت میکنه و شکمتو ماساژ میده
جیسونگ: ا.ت... ببخشید، امشب واقعا کنترلمو از دست دادم، زیادی خوب و خواستنی بودی
ا.ت: عیبی نداره تو زیاد اذیتم نکردی ولی وقتی مینهو تلمبه میزد خیلی درد داشت، تازه اون بود که مجبورم کرد واسش ساک بزنم و نذاشت حرف بزنم، داشت حالم به هم میخورد.
جیسونگ: آه قربونت برم، فردا دعواش میکنم که چرا با دخترم اینطوری کرد(سرتو میبوسه)
دردت دیگه آروم شده و میتونی به راحتی توی بغلش بخوابی
صبح با صدای مینهو بیدار شدی ولی چون قهر بودی نمیخواستی چشماتو باز کنی تا با اون قیافه روبه رو بشی، نمیخواستی!
پس بلند نشدی و صبر کردی تا جیسونگ بیاد صدات کنه...
جیسونگ میاد کنارت و بوسه ای میزاره رو لبات و به آرومی صدات میکنه، چشماتو باز میکنی و با قیافه ی خوشگلش روبه رو میشی، لبخند میزنی و میری بغلش، میخواستی یکم حرص مینهو رو در بیاری و اذیتش کنی
جیسونگ: پاشو ا.ت مینهو کارت داره، باید به حرفش گوش بدی
با اخم بهش نگاه کردی ولی قبول کردی و رفته بودی روی اون مود لجبازت
مینهو میاد کنارت میشینه و بغلت میکنه: ببخشید عزیزم، جیسونگ گفتش که چقدر دیشب اذیتت کردم، متاسفم، نمیخواستم انقدر درد بکشی، واقعا ببخشید که دیشب به حرفت گوش نکردم...
با حرفاش کل عصبانیتت از بین رفت، گونهش رو بوس کردی و گفتی: عیب نداره، حالا جفتتون برید بیرون کار دارم...
رفتن بیرون و تو رفتی حموم، آب گرم روی بدنت میریخت و تمام خستگی دیشب رو میشست، تمام عضله های گرفتهت باز و نرم شد و حالت حسابی جا اومد
از حموم که بیرون اومدی دیدی آماده شدن و با عجله اومدن سمتت
جیسونگ: ا.ت زودباش آماده شو باید سریع بریم کمپانی انگار جلسه ی خیلی مهمی هست که نمیتونیم از دست بدیم.....
منتظر پارت بعد باشید
مینهو: یااا ا.ت عشقم در رو باز کن... میدونی که بهت نیاز داریم
ا.ت: میدونم ولی خیلی خستم، واقعا امشب نمیتونم
مینهو: ا.ت توروخدا انقدر هورنی شدم نیای میرم جیسونگو میکنم
ا.ت: انقدر وضعت خرابه؟(خنده)
مینهو: یاااا ا.ت! همین الان بیا بیرون!(کلافه)
ا.ت: باشه باشه اومدم
چون میدونستی قراره به گا بری همونطوری اومدی بیرون حوله یا لباس پوشیدن فایده ای نداشت، و بالاخره تا ۳۰ ثانیه دیگه در میومد
مینهو گرفتت و پرتت کرد روی تخت و لباتو محکم میبوسید و روی گردنت مارک میذاشت
مینهو: جیسونگا چرا نمیای؟
همون موقع اومد و اون شروع کرد به درآوردن لباسات، اول شلوارتو کشید پایین و بعد شورتتو و نشست زمین و پاهاتو از هم باز کرد و شروع کرد به لیسیدن، تو داشتی همزمان از دوجا تحریک میشدی و این واقعا دیوونه کننده بود، دوتاشون لباساشون رو درآوردن و کان.دوم گذاشتن
جیسونگ اول کرد تو و شروع کرد به تلمبه زدن، همزمان مینهو هم دیکشو کرد توی دهنتو و مجبورت کرد واسش ساک بزنی، حالت داشت بهم میخورد و اونکارو دوست نداشتی، نمیدونستی چرا امشب انقدر دارن زیاده روی میکنن، جیسونگ خیلی محکم میکردت، مینهو موهاتو گرفته بود و نمیزاشت دیکشو در بیاری.
همون موقع بود که گوشیت زنگ خورد، همه چیز متوقف شد، ازت بیرون کشیدن و دیدی منیجرتون زنگ زده
مینهو گوشی رو گرفت و سایلنت کرد و واردت شد
جیسونگ: هیییی من داشتم میکردمش
مینهو جوابی نمیده، و محکم تر میکوبه، از درد گریه میکردی، خیلی ضربه هاش عمیق بود، قشنگ تا ته میرفت و برمیگشت، جیسونگ هم داشت محکم سینه هاتو میمکید، و یهو دستشو برد روی کلیتوریست و تو خیلی ناگهانی شدید لرزیدی، ناله هات چند برابر شد، داشتی همزمان از سه جا تحریک میشدی، بدنت نمیدونست باید به کدوم پاسخ بده، سیستم عصبیت داشت هنگ میکرد.
بعد از اینکه هر کدوم سه راند کردنت ولت کردن و گذاشتنت روی تخت و خودشونم کنارت خوابیدن، با جفتشون قهر بودی، چون اصلا نذاشتن حرفی بزنی و هر طور که دوست داشتن رفتار کردن، بهت احترامی نذاشتن.
از درد نمیتونستی بخوابی و فقط گریه میکردی، جیسونگ با صدای گریه هات بیدار شد
جیسونگ: چیشده عشقم؟ چرا گریه میکنی؟(نگران)
ا.ت: د... درد دارم(پلکاتو محکم به هم فشار دادی)
جیسونگ: اوه! یه لحظه صبر کن الان میام
و بعد بلند میشه و میره آشپزخونه، قرص میاره و بهت میده، بعدشم بغلت میکنه و شکمتو ماساژ میده
جیسونگ: ا.ت... ببخشید، امشب واقعا کنترلمو از دست دادم، زیادی خوب و خواستنی بودی
ا.ت: عیبی نداره تو زیاد اذیتم نکردی ولی وقتی مینهو تلمبه میزد خیلی درد داشت، تازه اون بود که مجبورم کرد واسش ساک بزنم و نذاشت حرف بزنم، داشت حالم به هم میخورد.
جیسونگ: آه قربونت برم، فردا دعواش میکنم که چرا با دخترم اینطوری کرد(سرتو میبوسه)
دردت دیگه آروم شده و میتونی به راحتی توی بغلش بخوابی
صبح با صدای مینهو بیدار شدی ولی چون قهر بودی نمیخواستی چشماتو باز کنی تا با اون قیافه روبه رو بشی، نمیخواستی!
پس بلند نشدی و صبر کردی تا جیسونگ بیاد صدات کنه...
جیسونگ میاد کنارت و بوسه ای میزاره رو لبات و به آرومی صدات میکنه، چشماتو باز میکنی و با قیافه ی خوشگلش روبه رو میشی، لبخند میزنی و میری بغلش، میخواستی یکم حرص مینهو رو در بیاری و اذیتش کنی
جیسونگ: پاشو ا.ت مینهو کارت داره، باید به حرفش گوش بدی
با اخم بهش نگاه کردی ولی قبول کردی و رفته بودی روی اون مود لجبازت
مینهو میاد کنارت میشینه و بغلت میکنه: ببخشید عزیزم، جیسونگ گفتش که چقدر دیشب اذیتت کردم، متاسفم، نمیخواستم انقدر درد بکشی، واقعا ببخشید که دیشب به حرفت گوش نکردم...
با حرفاش کل عصبانیتت از بین رفت، گونهش رو بوس کردی و گفتی: عیب نداره، حالا جفتتون برید بیرون کار دارم...
رفتن بیرون و تو رفتی حموم، آب گرم روی بدنت میریخت و تمام خستگی دیشب رو میشست، تمام عضله های گرفتهت باز و نرم شد و حالت حسابی جا اومد
از حموم که بیرون اومدی دیدی آماده شدن و با عجله اومدن سمتت
جیسونگ: ا.ت زودباش آماده شو باید سریع بریم کمپانی انگار جلسه ی خیلی مهمی هست که نمیتونیم از دست بدیم.....
منتظر پارت بعد باشید
- ۹.۷k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط