بر مــزارمـ گــریه کن اشکتـــ مـرا جان میـدهد
بر مــزارمـ گــریه کن اشکتـــ مـرا جان میـدهد
نــاله هایت بــوی عشـق و بــوی باران میــدهد
دستـــ بـر قبــرمـ بــکش تا حس کنی مـــرگـ مــرا
دستــ هایـتــ دردهایـمـ را تــسلی میــدهــد
وقتـــ رفتـن لحــظه ای بـرگـرد و قبـــرمـ را ببـین
نگاه آخـرتـــ ، بر روح من جان میــدهـد
نــاله هایت بــوی عشـق و بــوی باران میــدهد
دستـــ بـر قبــرمـ بــکش تا حس کنی مـــرگـ مــرا
دستــ هایـتــ دردهایـمـ را تــسلی میــدهــد
وقتـــ رفتـن لحــظه ای بـرگـرد و قبـــرمـ را ببـین
نگاه آخـرتـــ ، بر روح من جان میــدهـد
- ۳۱۵
- ۱۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط