پارت ۶

بلاخره روزی رسید که...
واکس:من...میگم میای یه گروه باشیم؟
الستور:گروه؟
*الستور درحال خندیدن*
الستور:احمق شدی واکس؟ ازت انتظار نداشتم
واکس:م...ن..من فکر میکردم تا اینجاش دوستیم!؟
الستور:دوست؟ من هیچ وقت دوستی تو جهنم نداشتم! حالا تو میگی که... باهم دوستیم؟
*الستور درحال دوباره خندیدن*
الستور: من میرم به احمق بازی در آوردن امروزت فکر کن
واکس پچ پچ کنان گفت:لعنت...بهت الستور
.
.
.
.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

عشقی حقیقی

آوای شبپارت ۲۰ویو نویسنده ساعت:۱۰:۰۰و این دوتا وروجک خسته اف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

My lovely neighbor part : 56

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۰پیرزن از جاش بلند ...

part60. . صدای حرف زدن دو. نفرو مبهم میشنید +هیونگ یعنی واقع...

ابلیس

My lovely neighbor part : ۷۶

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط