{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا..اون...اون هینا بود؟ دختر...دختر سونگمین؟...همونی که هی

ا..اون...اون هینا بود؟ دختر...دختر سونگمین؟...همونی که هیونین باهاش بازی میکرد؟..


+ه...هینا؟

ا..اون دختر من بود؟


هینا: مامان؟..


سریع به سمتش دویدم و محکم بغلش کردم


+د...دخترم...عزیزکم...م..منو ببخش که اینهمه سال از وجودت خبر نداشتم...منو ببخش که نتونستم بزرگت کنم...ب..ببخشم که دیدمت ونشناختمت...ببخشید... متاسفم


هینا: م...مامان...چ..کنارم نبودی؟ چرا شبا که میترسیدم نبودی ب.. بغلم کنی؟ چرا برام مادری نکردی؟و..وقتی..ک..کنار هیونین بودی...چقدر حسودیم میشد ؟ چرا مادر اون بودی اما من نه؟ چرا وقتی اون زنه یوری میدیدم و اذیتم میکرد نبودی که ازم دفاع کنی؟


دستاش رو از دور کمرم درآورد و روی قفسه سینم گذاشت و هل داد ، هیون سریع بازوم رو گرفت و روبه هینا اخمی کرد


-هینا! این چه طرز رفتار با مادرته؟


+اینطوری نگاش نکن ، بچه اس


-بچه باشه قرار نیست با مادرش اینطور رفتار کنه


دستم رو آروم از دست هیون درآوردم و به سمت هینا رفتم و آروم دستم رو روی دستش گذاشتم


+قول میدم از این به بعد مادر خوبی برات باشم، قول میدم نزارم غم تو دلت بشینه...


دستم رو محکم پس زد و با چهره ی اشکی و ترکیبی از غم ، دلتنگی و عصبانیت بهم نگاه کرد.


هینا: نمیخوامت دیگه ، چند سال نبودی از این به بعدم نباش!
دیدگاه ها (۰)

مثلث عشقی من پارت ۱۹:ا/ت ویو یهویی اومد رو به روی من منم داش...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

پارت پنجاه‌ونهم | خونه‌ی لاراجئون جونگ‌کوکبالاخره رسیدیم کره...

( خوشگلا شرمنده جلد رو اشتباه گذاشتم+⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط